یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - انواع حکومت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٤
حکومت مشروطه در حقیقت رژیم، حکومت را از سلطان انتزاع کرده و به خود اختصاص داده است، زیرا خود دولت تعیین میکند و دولت حق حاکمیت ملت را اجرا میکند، یعنی مجری قوانین و دستورات مجلس است که مجلس مظهر ملت است. این که به تسامح گفته میشود در دولت مشروطه شاه باید سلطنت کند و دولت حکومت، در حقیقت به معنی این است که ملت حکومت کند و دولت مجری خواستهای ملت است.
حکومت جمهوری نیز میتواند مطلقه باشد و یا مشروطه. در حکومت جمهوری مطلقه، ملت حق حاکمیت را منتقل کرده به رئیس جمهور [١]. ولی در جمهوری مشروطه که مجلس شورا دارد، رئیس جمهور مجری خواستهای ملت است نه حاکم، نظیر دولت و سلطنت مشروطه واقعی.
ج. حکومت جمهوری شورایی، یعنی اینکه یک جمع شورای جمهوری را تشکیل دهند بدون آنکه یک فرد به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شود (الآن در جهان ظاهراً مصداق ندارد).
جمهوریها بهطور کلی میتواند از نظر اختیاراتی که ملت به آنها میدهد متفاوت باشد. در بعضی کشورها اختیارات رئیس جمهور وسیع است و نخست وزیر ندارند (مثل آمریکا) و یا دارند ولی اختیارات رئیس جمهور در درجه اول است. ظاهراً فرانسه از این قبیل است.
ولی در بعضی کشورها رئیس جمهور اختیار چندانی ندارد، نظیر پادشاه در کشورهای مشروطه واقعی است مثل انگلستان، از قبیل
[١] در حقیقت این گونه حکومت مبتنی بر این نظر است که حق ملت محدود به تعیین حاکم و قیم بر خود است نه در حکومت کردن بر خود. در حقیقت به حکومت مردم بر مردم قائل نیست، به حکومت فرد بر مردم قائل است، گو اینکه فرد حاکم و مسلط را، فرد قیم را خود مردم انتخاب میکنند. نظیر انتخاب شوهر است در ازدواجهای پدرسالاری که زن، خود انتخاب میکند شوهر را، ولی با انتخاب شوهر حاکم خانواده را نیز و رئیس خود را انتخاب کرده است، و نظیر انتخاب رئیس و مدیر عامل است در برخی شرکتها.