یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢ - تاریخ - آیا طبیعت تاریخ مادی است؟
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٢١
کارگر، همچنان که به گروههایی تقسیم میشود به عناوین مذهبی از قبیل مسلمان، یهودی، مسیحی، زردشتی، لامذهب و غیره، و یا عناوین ملی از قبیل ایرانی، افغانی، مصری، سوری، عراقی، فرانسوی، آلمانی، انگلیسی، آمریکایی، چینی، ژاپنی و غیره، و یا عناوین نژادی از قبیل سیاه، سفید، زرد، سرخ، یا زبانی از قبیل فارسی زبانان، اعراب، انگلیسی زبانان و غیره.
ملاک ظاهری در برخی از آنها اعتقاد است مثل مذهب، در برخی احساسات است مثل ملیت و مثل نژاد، و در بعضی هم جنسی و تشابه روحی است مثل بازرگانان، سیاستمداران و حتی همزبانان، و بعضی اشتراک در منافع است مثل سرمایه داران، کارگران و غیر اینها.
قهراً این بحث پیش میآید که کدام یک از این ملاکها و پیوندها پیوند حقیقی است و همدردی واقعی و طبقه واقعی به وجود میآورد و کدام یک از اینها مصنوعی و بدلی و اغفالی.
نهم. هر ایدئولوژی، دعوتش جامعه و مردم را، یعنی استراتژیاش در دعوت مردم و به حرکت در آوردن مردم و وحدت بخشیدن به مردم بستگی دارد که جهان بینیاش درباره انسان و جامعه و تاریخ چه باشد [١]. آیا طبیعت انسان و جامعه و تاریخ را مادی میداند، پس تکیهاش بر منافع و بر پیوندهای مادی است؟ یا معنوی میداند، پس تکیهاش بر ایدههای سیاسی، ملی، مذهبی، اخلاقی، انسانی است؟ از کدام گروه میخواهد حامی پیدا کند و سرباز بگیرد؟ و این غیر این جهت است که به حمایت چی و حمایت کی برخاسته است. اسلام اگر جهان بینیاش در مورد انسان و جامعه مادی باشد، تکیهاش در دعوتها بر مادیات خواهد بود و اگر جهان بینیاش بر مزدوج بودن طبیعت انسان و جامعه است، بر هر دو
[١] این خود دو بحث است: یکی این که مخاطبهایش را از چه افرادی و چه طبقهای انتخاب میکند، همه مردم را یا گروهی خاص را، و دیگر این که هر دعوت تکیه گاه و یا تکیه گاهها دارد که به منزله اهرم حرکت است، باید دید اهرم حرکت در دعوت انبیا چیست.