یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٧٢
است که انسان فرزند بالغ و رشید طبیعت است، طبیعت سرپرستی خود را از او برداشته است، او را آزاد و مسئول و مکلف شناخته است.
دیگران با غریزه و در حقیقت بالاجبار و ماشین وار و روی ریل حرکت میکنند اما انسان قدرت ابتکار و اختیار دارد. انا عرضنا الامانة علی السموات ... لمّا خلق اللَّه العقل قال له اقبل فأقبل ...، انّا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه ...
از همین جا به یک نکته دیگر باید توجه کرد و آن اینکه تغییرات اجتماعی انسان قابل انحراف و احیاناً قابل توقف و قابل انحطاط است. علیهذا قیام علیه زمان ممکن است قیام اصلاحی باشد اگر علیه توقف یا انحراف یا انحطاط باشد، آنطور که علی علیه السلام درباره پیغمبر اکرم فرمود: ارسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعته من الامم ... و تلظّ من الحروب ... قیام کرد علیه خواب آلودگی زمان، علیه توقف و رکود زمان، علیه فساد زمان.
ممکن است قیامی علیه زمان قیام ارتجاعی باشد اگر علیه پیشرفت زمان بوده باشد.
نکته اصلی، تفاوت و تمیز این دوتاست. ما میبینیم که یک دسته [دسته] دیگر را متهم میکند به مرتجع، کوتاه فکر، جامد، تاریک مغز، کهنه پرست، و این یکی دیگری را متهم میکند به منحرف، فاسد، لاابالی و امثال اینها.
ما چه تغییری را باید پیشرفت و ترقی و تقدم بدانیم و چه تغییری را فساد و انحراف؟ برای به دست آوردن این مطلب باید برگردیم به اصل مطلب. گفتیم که بشر از لحاظ غریزه ضعیف آفریده شده ولی به او عقل و اراده و وجدان پاک داده شده که به کمک آنها تدریجاً راه بیپایان خود را طی میکند. حیوان از عدد شروع میکند و به متناهی ختم میشود، اما انسان از صفر شروع میشود (و خلق الانسان ضعیفاً) و به سوی بینهایت پیش میرود (یا ایها الانسان انک