یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - قوانین اسلام و مقایسه آن با توسعه و تحول دنیای جدید
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢١٤
جان و دل آن را بپرستند. بعید نیست که در انسان دو حس تقریباً متضاد وجود داشته باشد: یکی تقدیس و تکریم قدیم و دیگر تمایل به تنوع.
اقبال لاهوری در احیای فکر دینی صفحه ١٦٩ که درباره اجتهاد که نیروی محرکه اسلام است بحث میکند، مدعی است که:
اجتماعی که بر چنین تصوری از واقعیت بنا شده باشد، باید در زندگی خود مقولههای ابدیت و تغییر را با هم سازگار کند، بایستی که برای تنظیم حیات اجتماعی خود اصولی ابدی در اختیار داشته باشد، چه آنچه ابدی و دائمی است در این جهان تغییر دائمی (کذا) جای پای محکمی برای ما میسازد. ولی چون اصول ابدی به این معنی فهمیده شوند که معارض با هر تغییرند، یعنی معارض با آن چیزی هستند که قرآن آن را بزرگترین آیات خدا میداند، آنوقت سبب میشوند که چیزی را که ذاتاً متحرک است از حرکت بازدارند.
آنگاه میگوید:
شکست اروپا در علوم سیاسی و اجتماعی، اصل اول را مجسم میسازد و بیحرکتی اسلام در ظرف مدت ٥٠٠ سال اخیر اصل دوم را مجسم میسازد ...
امروز دو روش افراط و تفریطی دیده میشود که در جامعه ما گروهی مانند علمای سیاسی اجتماعی اروپا به هیچ اصل ثابت پایبند نیستند و گروهی مانند اغلب علمای متأخر اسلامی منکر حرکت در اجتماعند.
در این مقایسه، ما میخواهیم ببینیم قوانین اسلام که در طبع خود ثابت است، با زندگی که در طبع خود متغیر و متحول است