یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - ختم نبوت و اجتهاد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٢٨
و مقتدا جور نمیآید از قبیل: و صار من مفاتیح ابواب الهدی و مغالیق ابواب الرّدی، یا: قد نصب نفسه للَّه سبحانه فی ارفع الامور من اصدار کل وارد علیه ... یا: فهو من معادن دینه ...
روحانی از نظر اسلام
٣. در اسلام اولًا ما طبقهای به نام روحانی یا اسم دیگری نداریم، مثل کشیش (قسیس)، احبار و کاهن نداریم، فقط چیزی که داریم عالم دین داریم. این اسمها از قبیل آخوند و شیخ و ملّا بعدها درست شده است، جزء دستورهای اسلامی نیست.
کلمه «روحانی» کلمهای است که از تاریخ اطلاق این کلمه شاید هفتاد سال بگذرد، بعد از مشروطه این کلمه گفته شده، همچنان که کلمههای آخوند و ملا از زمان صفویه است. کلمه شیخ از هزار سال پیش است، شاید اول کسی که این کلمه را به او گفتند شیخ طوسی است.
در اسلام لباس مخصوصی نیز برای علمای دین نیست. بهطور کلی چیزهایی در اسلام برای عالم دین نیست و چیزهایی هست.
اما امور منفی: یکی لقب و عنوان مخصوص که گفته شد، دیگر لباس مخصوص که گفته شد.
سوم نژاد مخصوص، برخلاف دین یهود و دین زردشت که میگفتند روحانی حتماً باید از اولاد لاوی باشد و یا از نژاد موبدها باشد؛ امتیازات مخصوص از قبیل مالیات ندادن، خمس و زکات ندادن، برخلاف دین بودا و برهمایی که برهمن از مالیات معاف بود.
چهارم امتیاز انحصاری تفسیر متون دینی که در اسلام شرط این کار فقط تخصص فنی است.
پنجم تشریفات بالخصوصی را برای مولود [انجام دادن] از قبیل دعا به گوشش خواندن، نامگذاری کردن، یا برای مرده از قبیل نماز میت و غیره، یا برای عبادات از قبیل نماز جماعت، یا برای مسائل زندگی از قبیل ذبح حیوان، یا تشریفات زندگی از قبیل دعا به گوش مسافر.
تشریفاتی را تدریجاً مردم ساختهاند از قبیل استخاره،