یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - بردگی پس از الغاء بردگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٩١
بردگی پس از الغاء بردگی
١. ویل دورانت در جلد سوم [تاریخ تمدن] صفحه ١٢٢٨ میگوید:
امپریالیسم تلاشی است که یک سیستم اقتصادی به وسیله عامل خود، حکومت، برای تسلط بر نواحی بیگانهای که از لحاظ مواد و سوخت و بازار و سود مورد حاجت آن است به عمل میآورد ...
می گوید:
ژاپن چین را که در همسایگیاش قرار داشت بازار مخصوص خود تلقی کرد و منابع غنی زغال سنگ و آهن و گندم و افراد کارگر و سرباز و خراج ده منچوری را حصه مقسوم خود دانست. اما به چه حقی؟ به همان حقی که انگلیس، هند و استرالیا را گرفته و فرانسه هند و چین را ربوده و آلمان شنتونگ را ضبط کرده و روسیه پورت آرتو را از آن خود شمرده و آمریکا فیلیپین را به خود بسته بود. حاجت اقویا خود نوعی حق محسوب میشود. کشور گشایی بهانه لازم ندارد، فقط قدرت و فرصت میخواهد. در دنیایی که مطابق اصول داروین میگردد کسب موفقیت، به کار بردن هر گونه وسیلهای را مشروع میسازد.
٢. رجوع شود به ورقههای نفاق در عصر جدید.
٣. در عصر جدید تناقضاتی وجود دارد، از آن جمله اینکه به نام آزادی بردگی را الغاء میکنند و از طرف دیگر تمام اصول و مبانی ضد بردگی را محو و اصولی از قبیل تنازع بقا و غیره که توجیه کننده استثمار و بردگی است تأیید میکنند و به رسمیت میشناسند.