یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠ - مسائل حکومت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٩
گذشته تلگراف و تلفن نبود، فقط پست بود که معلوم نیست دولتی بود یا ملی، برق و نیرو هم نبود، ولی بهداشت، فرهنگ و هنر، آموزش و پرورش و امثال اینها بود ولی ملی بود و امروز در بعضی کشورها این امور ملی است و دولت به عنوان مظهر وحدت و مظهر مدیریت و مظهر امکانات و تسهیلات اجتماعی بر اینها نظارت میکند.
پس دولت و حکومت در حقیقت یعنی مظهر قدرت جامعه در برابر هجوم خارجی و مظهر عدالت و امنیت داخلی و مظهر قانون برای داخل و مظهر تصمیمهای اجتماعی در روابط با خارجی.
لزوم و ضرورت حکومت
مارکسیسم دولت را و دین را ساخته احتیاج عمومی جامعه نمیداند، بلکه ساخته یک طبقه میداند که پس از پیدایش مالکیت و اختصاص منابع ثروت به یک طبقه، آن طبقه دولت را یعنی در واقع زور را به عنوان یک نیروی برونی برای اخضاع طبقه استثمار شده و دین را به عنوان یک نیروی درونی برای اقناع آن طبقه اختراع کرد، و در دوره اشتراکی قبلی نه دین بوده و نه دولت، در اشتراک نهایی نیز همچنین.
ولی همچنان که گفتیم آنجا که جامعه بیطبقه نیز باشد، عدالت داخلی خود به خود اجرا نمیشود و جرم خود به خود از بین نمیرود که حفظ امنیت داخلی نیازمند به یک قدرت متمرکز نباشد، و همچنین یک جامعه اشتراکی نیز نیازمند به دفاع ملی و نیازمند به روابط خارجی است و نیازمند به فصل خصومات و اجرای حدود و مجازاتهاست، مگر این که فرض کنیم آینده بشریت یکپارچه است پس دشمن خارجی وجود ندارد و رابطه با خارج وجود ندارد پس نه وزارت دفاع لازم است نه وزارت خارجه. چون ریشه همه تجاوزات و عصیانها مالکیت است پس نیازی به دادگستری و همچنین به شهربانی و ژاندارمری و بالاخره به حفظ امنیت نیست، پس نیاز به