یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٦٥
زیرا اختیار بشر در قضیه دخالت دارد و اگر قانون وجود داشته باشد لازمهاش جبر است.
پس لازمه عقیده این اختیاریون این است که جامعه وجود حقیقی نداشته باشد و تاریخ و تحولات تاریخی هم از روی تصادف و یا مشیت گزاف الهی (تعالی اللَّه عما یقولون علواً کبیراً) باشد و بنا بر این عقیده، تاریخ غیر قابل پیش بینی است.
١٣. نظریات درباره فلسفه تاریخ:
الف. طرح الهی- ر. ک: درسهای ما درباره مارکسیسم، درس ١١.
ب. نظریه قهرمانان- ر. ک: درسهای ما درباره مارکسیسم، درس ١١.
ج. نظریه نژاد- ر. ک: درسهای ما درباره مارکسیسم، درس ١١.
د. نظریه جغرافیایی- ر. ک: درسهای ما درباره مارکسیسم، درس ١١.
ه. ماتریالیسم تاریخی- ر. ک: درسهای ما درباره مارکسیسم، درس ١١.
١٤. به ترتیبی که گفتیم از نظر منطقی بحث درباره جامعه، اول بحث شرح الاسمی است که چه چیز را جامعه مینامیم و یا فرض میکنیم. دوم بحث در این است که آیا اجتماعی بودن طبیعی است یا قراردادی یا نوع سوم نظیر نظریه دورکهایم که میگوید معلول طبیعت اجتماع است. و سوم بحث در وجود جامعه است که بحث در نحوه ترکیب جامعه بحث از واقعیت وجودی و لا واقعیت وجودی جامعه است. چهارم بحث ماهیت جامعه است که آیا ماهیت روحانی دارد یا مادی، ماهیت مذهبی دارد یا اقتصادی، آیا تک ماهیتی است یا چند ماهیتی و آیا همه جوامع از این نظر یک نوعاند و همه ماهیت مذهبی یا فرهنگی یا اقتصادی دارند و یا مختلف است و بعضی ماهیت مذهبی و بعضی فرهنگی و بعضی اقتصادی دارند، آنچنان که درباره تمدنها این سخن هست و در حقیقت بحث درباره ماهیت تمدنها عیناً