یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٧٣
کادح الی ربک کدحاً فملاقیه).
آن چیزی که انسان را پیش میبرد و عامل اصلی تطور اجتماع است، قدرت علمی و فکری بشر است اگر در خدمت عقل و مصالح قرار بگیرد. البته در بشر قدرتهای دیگر هم هست؛ قدرت شهوانی هم هست، قدرت مطامع و افزون طلبی هم هست، قدرت جاه و تسلططلبی هم هست. یک پدیده اجتماعی را انسان باید ببیند محصول چه قدرتی است. آیا تنها محصول عقل و علم و مصالح عالی بشریت است، یا آنکه آن قدرت اصلی که آن را به وجود آورده است علایق شهوانی بشر است؟ علم و قدرت فکری در اختیار قوه عقل و مصلحت اندیشی بشر هست یا نیست؟ گاهی علم و قدرت فکری در اختیار عقل و مصالح عالی بشریت است گاهی نیست، بلکه شهوات بشر این استعداد را استخدام کرده است، یعنی شهوت یک فرد خاص آن را به وجود آورده است. مثلًا یک عده نظامی و کارخانه چی دست به دست هم دادهاند در دنیا و قدرت علمی و اقتصادی بشر را صرف ساختن اسلحههای آنچنان خطرناک میکنند که میدانیم. آیا به دلیل اینکه علم مظهر پیشرفت است، باید این اسلحهها را مولود پیشرفت بدانیم و [از] مقتضیات لازم الاتباع بدانیم؟ پس چرا دائماً از طرف خیرخواهان بشر پیشنهاد میشود که ساختن اینها موقوف شود و آنچه هست نابود گردد؟ همچنین است مد سازی مد سازان. هروئین [١] مگر محصول زمان جدید نیست؟ مگر علم در ساختن آن دخالت ندارد، ولی علمِ مقهور مطامع، علم مقهور قساوت، علم مقهور پول پرستی. عدهای میخواهند جیب خود را پرکنند، هروئین میسازند و به قیمت نابودی جوانان مردم جیب خود را پر میکنند.
آیا باید استعمال هروئین را جبر تاریخ بدانیم؟ عده دیگر برای پر کردن جیب خود قمارخانهها دایر میکنند، به نام پوکر و ... محلی مثل
[١] استعمال دخانیات محصول عصر جدید است، پس حتماً باید این را چیز خوبی بدانیم!