یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٧٤
مونت کارلو تأسیس میکنند. پس کسی حق ندارد به ساحت قدس مونت کارلو یا گانگستربازی یا هروئین یا لژیون بازی یا خود استعمار [تعرض کند] زیرا استعمار یک پدیده جدید و شکل نوی از استثمار بشر است! بلکه استعمار نو و به اصطلاح نئوکلنی، خود به اقرار همه شکل خطرناکتر استعمار است. مهمل میگویند به نام شعر نو که نه وزن دارد نه قافیه نه معنی. بعضی قمارخانههای اروپا با وسایل جدید پیدا شده. آیا باید چون نوعی جدید قمار پیدا شده، آن را مقتضای پیشرفت و تکامل زمان بدانیم یا مظهر فساد و انحطاط؟
امروز فاسدترین زنها و مردهای بشر از قدرت علمی سوء استفاده میکنند و فیلمهایی را به وجود میآورند که جز بیچارگی بشر نتیجهای ندارد. آیا اینها را باید مقتضای لازم الاتباع و لازم الاجرای زمان بدانیم؟
پس معلوم شد که صرف اینکه در ساختن چیزی از علم کمک گرفته شده مادامی که با مصالح عالی بشریت [و] با یک عقل کل منطبق نباشد، نباید آن را مقتضای لازم الاجرا و یا مقتضای جبری و یا مقتضای خوب نامید؛ از لحاظ خوبی و بدی باید آن را با مقیاس عقل سنجید و با مصالح عالی بشریت سنجید و حکم کرد که تقدم و پیشرفت است یا انحراف، و از لحاظ جبری و ضروری بودن باید دید چه چیزهایی را بشر گریزی ندارد و چه چیزهایی را به خاطر ضعف اراده پذیرفته است.
بلی، ایجاد وسایل و لوازم سریع و ظریف و مولّد، هم مولود قدرت علمی است و هم منطبق با عقل و مصالح عالیه و سیر تکاملی و خوشبختی بشریت. برق و اتومبیل و رادیو و یخچال و تلویزیون، مطبعه، انواع ماشینهایی که در صنعت به کار میرود، همه اینها، هم محصول قدرت علمی است و هم منطبق با مصالح عالیه انسان.
ما امروز تقوا و عفت و راستی و خداپرستی و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر را میخواهیم به نام مقتضیات زمان عوض کنیم.