یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٣٥
ظاهر بدن را پاکیزه و خود را از لحاظ جنابت پاک میکردند و غالباً این آبها کثیف و منشأ بیماریها مخصوصاً کچلیها بود. بعد بنا شد خزانهها تبدیل به دوش بشود. گروهی به خاطر علایق دینی که همواره در این خزانهها غسل میکردند، خزانه را مقدس شمردند و با دوش دشمنی کردند که اگر خزانه از میان برود ضربه به حیثیت غسل است که یک دستور دینی است. اینها خزانه را با همه محتویاتش به غسل که یک وظیفه مقدس دینی است چسبانیدند. عده دیگر به خاطر علایق تجدد، خزانه را رها کردند و به دوش چسبیدند و با رها کردن خزانه، غسل را هم رها کردند به خیال اینکه خزانه که کهنه شد و چیز بهتر جای آن را گرفت، غسل هم منسوخ شد. از غسل جنابت احتراز کردند که مبادا به عصر خزانه برگردند. توجه نکردند که خزانه و دوش دو مرحله از زندگی است ولی غسل جنابت و خود را شستشو دادن و [اینکه] این شستشو مقرون به یاد خدا و به قصد اطاعت امر خدا باشد، جزء مدار زندگی است.
برای بعضی عمّ جزو، الف دو زبر اً، ساعت غروب کوک، لامپا، تخته پوست از مقدسات شد و بعضی دیگر ترک نماز و روزه و غسل و حج و عفت و تقوا کردند و رسواییها به نام هنر و رقص راه انداختند و عربده کشیدند و مینی ژوپ پوشیدند و ترسیدند که اگر نماز بخوانند و روزه بگیرند و عفاف داشته باشند به عصر الاغ سواری و لامپا و چرخ دستی برگشته باشند. این است مغالطه عظیم عصر ما.
برخی به تغییر شرایط اقتصادی، فنی، فرهنگی، اجتماعی توجه نکردند و برخی دیگر هر لهو و لعب و هر حماقتی که همراه وسایل صنعتی از دیار غرب آمد جزء اصول مدنیت شمردند و ترک اینها را بازگشت به عصر الاغ سواری پنداشتند.
این است که ضرورت ایجاب میکند که قوه نقادی به معنی صحیح کلمه در جامعه ما بیدار شود.
اما معجزه اسلام. معجزه اسلام در این است که اولًا متوجه مدار زندگی است نه مرحلهای از مراحل، ثانیاً خودْ محرک عبور [از]