یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٥ - فلسفه تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥١٤
میشود یک جامعه ناگهان تغییر و تحول پیدا کند [١] و یا ناگهان مضمحل و منحط شود چیست؟ عاملی که گاه موجب میشود جامعه یک جهش مثبت پیدا کند و در ظرف یک یا دو قرن بکلی جنس و روح و هدف و شکلش عوض شود و همه روابط فردی و اجتماعی آن بکلی دگرگون گردد ...
گروهی به تاریخ معتقد نیستند و برای جامعه شناسی قانون و اصل و میزانی را قبول ندارند. یک نوع آنارشیسم علمی در دنیا وجود دارد که اصولًا به فلسفه جامعه شناسی و علوم انسانی بدبین است و تصادف را عامل اساسی میداند و میگوید تغییرات و ارتقاء و انحطاطها و جهشها و انقلاباتی که در ملتها وجود دارد همه در اثر تصادف به وجود آمده است، مانند حمله عرب و شکست تصادفی ایران و یا حمله تصادفی چنگیز و شکست تصادفی ایران یا جنگ بین المللی اول و دوم که هرکدام مولد یک تصادف بود و به دنبال این تصادفات یک سلسله انقلابها، تحولها و جهشها پیدا شد.
البته تصادف واقعی وجود ندارد. تصادف یک امر نسبی است، یعنی نسبت به علت فرضی ما یک امر غیر قابل پیش بینی است. امور تصادفی از نظر خود آن عامل تصادفی چون یک امر کلی و عمومی و
[١] دو مطلب است: یکی اینکه موتور محرک که دائماً جامعه را مانند ماشینی که دائماًدر حرکت است به گردش و تلاش وا میدارد و مؤسساتی را تأسیس میکند یا باقی نگه میدارد چیست؟ دیگر اینکه عامل تحولات و دگرگونیها و جهشها و ارتقاءها و انحطاطها چیست؟ که در حقیقت حالات یکنواخت جامعه را از نظر تاریخی سکون فرض کنیم. در اینجا سخن درباره چیزی نظیر موتور نیست، سخن در چیزی نظیر عوامل طوفانها و انقلابهای جوّی یا زمینی است. کسانی که اقتصاد را زیربنا میدانند و یا هرکس که درباره زیربنای اجتماع بحث میکند، بحثش محدود به تحولات و ارتقاءها و انحطاطها نیست. بر عکس، کسی که عامل اصلی را تصادف میداند طبعاً مورد بحثش تحولات تاریخی است و بس. یکی از این دو بحث صرفاً جامعه شناسی است و دیگری جامعه شناسی تاریخی.