یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦١ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٦٠
جامعه و تاریخ
١. اول باید بحث جامعه بشود [١] که آیا وحدت حقیقی و واقعیت عینی دارد و یا وجودی اعتباری و انتزاعی است. اگر جامعه واقعیت عینی داشته باشد، نوبت به بحث تاریخ- که مقصود تاریخ [٢] و
[١]-[٢] ١. بلکه قبل از این خوب است بحث مدنی بالطبع بودن انسان بشود. ترتیب بهتر بحث شاید این است:
الف. بحث جامعه و تاریخ است. اول باید درباره ماهیت و واقعیت و نظام طبیعی و ساختمان و ترکیب جامعه [بحث] بشود، سپس درباره تاریخ که مقصود فلسفه تاریخ یعنی فلسفه تحولات تاریخی جامعه است.
ب. آیا انسان، اجتماعی بالطبع است یا بالاضطرار؟
ج. درباره جامعه، اول باید زندگی اجتماعی تعریف شود که به معنی زندگی بر اساس تقسیم کار و وظایف و تقسیم مواهب بر طبق نیازهای عمومی است، نه صرف در یک مکان و در مجاورت یکدیگر زندگی کردن. این همان تعریف شرح الاسمی است.
د. بحث در نحوه ترکیب یعنی نحوه وجود جامعه که آیا ترکیب حقیقی است یا ماشینی یا اعتباری، و البته ترکیب حقیقی یا اتحادی است یا انضمامی و یا نوع خاص است.
ه. بحث درباره ماهیت جامعه است که تنها در صورت ترکیب حقیقی خصوصاً اتحادی، جامعه ماهیت حقیقی دارد.
و. آیا اجتماع از خود قانون و سنت و آثار و احکام دارد؟ که البته این جهت لازمه وجود حقیقی جامعه است و اگر قرآن به قانون وسنت قائل باشد دلیل بر این است که ترکیب را حقیقی میداند، و لازمه وجود حقیقی جامعه عدم استقلال کامل افراد است، لااقل نظیر عدم استقلال حیوانات دریایی در دریا.