یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٣ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٦٢
مختار است از نظر جبر اجتماعی یا مجبور؟ دورکیم که به آن نوع ترکیب معتقد است قائل به جبر است، ولی ما قائل به جبر نیستیم و تنها ما که قائل به فطرت هستیم میتوانیم قائل به جبر نباشیم. مارکس نیز به نوعی جبر معتقد است: جبر تاریخ. ما در عین اینکه به ضرورت تاریخ معتقدیم به جبر تاریخ معتقد نیستیم، زیرا ضرورتی که ما قائلیم- همانطور که در بحثهای مارکسیسم در قم گفتهایم- ضرورت ناشی از اختیار است نه ضرورت حاکم بر اختیار، نظیر انتخاب اسهل و اخف که ضروری است نه جبری [١].
٥. عطف به نمره ٣٠ در بحث از ترکیب جامعه، یک نوع بحث دیگر که قابل طرح است این است که ترکیب جامعه ترکیب ماشینی است، یعنی ترکیب حقیقی و وحدت عینی نیست اما صرفاً یک مجموعه مثل مجموع درختان هم نیست، بلکه مثل اجزاء یک ماشین است که یک سلسله پیوندهای مصنوعی نه طبیعی آنها را به یکدیگر متصل کرده و پیوسته و این پیوستگی به علت پیوستگی نیازها به یکدیگر است، از قبیل نیاز آموزش به اقتصاد و اقتصاد به آموزش به اجبار؛ حرکت بعضی مستلزم حرکت بعضی دیگر است [٢]، بعضی به منزله موتور و محرک جامعهاند و بعضی به منزله چرخها یا اتاق و غیره [٣]. ریشه این نظریه این است که جامعه از نهادهای خاص تشکیل شده، مثلًا نهاد فرهنگی، نهاد سیاسی، نهاد مذهبی، نهاد اقتصادی و غیره. این نهادها مانند قطعات یک ماشین به یکدیگر وابسته است.
البته در اینجا پرسش دیگری مطرح میشود که اجزاء تشکیل دهنده یک نهاد را چه عاملی به یکدیگر پیوسته و وحدت
[١] رجوع شود به صفحه ٤٦٩.[٢] رجوع شود به زمینه جامعه شناسی فصلهای آخر، راجع به وابستگی دستگاههای جامعه.[٣] رجوع شود به کتاب ماتریالیسم تاریخی بحث مربوط به ماشین که اصول وارکانش چیست.