یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٦١
تغییر ضروری است و غیرقابل اجتناب است. این تغییر نظیر تغییر طفل است از شیرخوارگی به غذاخوارگی و بعد دوره بلوغ و پیری که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
جامعه بشر با اجتماعات حیوانات اجتماعی مانند زنبور عسل و مورچه و موریانه این تفاوت را دارد که اجتماع آنها تا آنجا که علم نشان داده و میدهد وضع ثابت و یکنواختی دارد برخلاف انسان، زیرا آنها محکوم غریزه میباشند و بشر باید خود ابتکار کند. لهذا اجتماع بشری ترقی و انحطاط دارد، آنها ندارند. اجتماع بشر مجموعاً- نه یک قوم بخصوص- راه ترقی و تکامل را طی میکند. در نمره ١٤ خواهیم گفت که این تغییرات معصوم نیستند. از اینجا باید یک نتیجه گرفت و گفت: آیا تکامل بشر قانونی ندارد؟ اگر قانونی دارد، آن قانون ثابت است.
٢. در فلسفه ماتریالیسم جدید میگویند همه چیز بدون استثناء نو و کهنه میشود، دوره بروز و رشد و توقف و انحطاطی دارد. آنها میگویند مثلًا اسلام این چهار دوره را طی کرده است.
در جواب اینها باید گفت همه چیز یعنی هر پدیده و هر ترکیب مادی همینطور است، اما قوانین عالم اینطور نیست. قانون جاذبه عمومی، قوانین زیستی مثل قوانین داروین، قانون تبدیل ماده به انرژی و انرژی به ماده مثلًا اینطور نیست. چه مانعی دارد که بشر یک سلسله قوانین فطری این طوری داشته باشد که برای همیشه ثابت باشد؟ قرآن از فطری بودن دین سخن میگوید. قانون فطری ثابت و باقی است، هرچند قوانین ثانوی قابل نسخ و تغییر و تکامل است.
٣. طبع نوپرستی و تنوع و تجددخواهی و گریز از کهنه در بشر، «هر زمان نوصورتی و نوجمال»
٤. مسئله ارتجاع و محافظه کاری و کهنه پرستی و اینکه چگونه این دو نیرو در اجتماع با هم به مبارزه برمیخیزند. آیا اولًا راست است که اینچنین مبارزهای هست؟ ثانیاً آیا راست است که ریشه این