یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٤٩
تقالید محیط وجود دارد و اما در روشنایی علم و عقل و منطق هرگز چنین چیزی وجود ندارد.
به هرحال یک ریشه این فکر که اصل تکامل با اصل توحید ناسازگار است، در تفسیری است که به غلط از معنای خلقت و آفرینش شده. ما مخصوصاً در مقاله «قرآن و مسئلهای از حیات» غلط بودن این تفسیر را کاملًا روشن کردیم و منطق روشن و واضح قرآن کریم را در این زمینه بیان کردیم.
ریشه دیگر فکر تضاد اصل تکامل در طبیعت و اصل توحید مربوط به توجیهی است که از نظام عجیب موجودات و مخصوصاً موجودات زنده میشود. چنان که میدانیم یک شاهراه مهم که بشر را به سوی اصل توحید هدایت کرده، مشاهده نظام و آثار حکمت و صنع و مهارتی است که در موالید این عالم دیده میشود. این نظام و این حکمت و مهارت، منشأ شده که بشر به وجود ناظم و مدبّری برای جهان اعتراف کند، یعنی اعتراف کند که در ترکیب و نظم اجزاء جهان هدفگیری شده و شعوری و ارادهای دخالت داشته و اصل علیت غایی در نظام مشهود و موجود حاکم است، همان طوری که راه احتیاج موجودات به یک اصل فاعلی که فاعل و خالق کل باشد یک شاهراه دیگری است.
به عبارت دیگر در میان راههایی که بشر به سرچشمه توحید پیدا کرده، اگرچه بسیاری از آنها راههای خصوصی است که به واسطه دقت و غموض و یا به علت دیگر به یک دسته مخصوص اختصاص یافته ولی دو شاهراه عمومی موجود است که شرایط ورودی خاصی ندارد، همه کس میتواند از این دو شاهراه وارد شود. یکی از آن شاهراهها از ناحیه اصل علت فاعلی است که از آن به نظریه خلقت تعبیر میکنیم؛ یعنی این موجودات بیشماری که میآیند و میروند و مقهور و خاضع و تابعند، از یک قوه قاهر و غالب و مطلق و لایزالی ناشی و منبعث میشوند و به او متکی هستند. این فقر و احتیاج و مقهوریت بیگمان نشان دهنده یک بینیازی و قاهریت و استقلالی