یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٥١
نبوده و به آنچه امروز در فلسفه اسلامی به نام ارسطو معروف است استناد کنم، زیرا ارسطویی که فلاسفه اسلامی از فکر خود ساختهاند در قسمت الهیات خیلی ارجمندتر از ارسطویی است که در دو هزار و چهارصد سال قبل وجود داشته است. این ارسطو مجموعهای است از افکار یونانیان قدیم و افلاطونیان جدید به علاوه توجیهات و تأویلات زیادی که بعداً در مراحل رشد فلسفه روی حسن ظن انجام یافته است و این خود داستان مفصل و دلپذیری است، هرچند اگر همان مقداری را که اکنون از متن فلسفه ارسطو در دست است مقیاس قرار بدهیم باز بسیار بعید به نظر میرسد که وی را تابع عقیده ثنوی بدانیم.
به هرحال یک شاهراه عمومی که همواره بشر را به سرمنزل توحید هدایت کرده و میکند همانا مشاهده نظام عجیب و حیرت آوری است که در ترکیب و ساختمان موجودات به کار رفته و از این راه بشر دانسته که اصل علت غایی در کار جهان دخالت دارد و طبیعت همواره فعالیتهای خود را برای هدف معین و منظور معین انجام داده و مخصوصاً این اصل در ساختمان وجودی جاندارها از همه جا ظاهرتر و بارزتر است و چون خود طبیعت و ماده در ذات خود فاقد شعور و ادراک است و نمیتواند یک هدف معین را انتخاب کند و نظامی در خود ایجاد نماید که با آن هدف تناسب داشته باشد و بتواند مقدمه آن واقع شود و آن را نتیجه بدهد، پس قطعاً طبیعت در تسخیر یک تدبیر و ارادهای است که آن تدبیر و آن اراده، نظم دهنده و ترتیب دهنده اجزاء طبیعت و ایجادکننده تناسب بین ساختمان و تشکیل وجودی اشیاء و هدفهای معین و مشخص است. موضوع نظام خلقت چیزی نیست که بتوان آن را سرسری گرفت، امری نیست که به یک چیز و یا چند چیز اختصاص داشته باشد و تنها به صورت مجهولی در نظرها جلوه کند. تا آنجا که بشر به شناختن جهان نائل شده، جز نظم و توازن و هماهنگی و ترتیب چیزی ندیده و به قول معروف هر برگ درختی را دفتری از معرفت دیده. مادیین و منکرین