یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٥٣
نظامات و نیازی به فرض اصل علت غایی و بالنتیجه اصل توحید نیست. چنان که قبلًا اشاره کردیم حتی مدعیان طرفداری اصل توحید نیز تحت تأثیر این فکر و این تلقین واقع شدند و گمان کردند اگر قوانین تکامل که از طرف ترانسفورمیستها (تکاملیون) ابراز شده صحیح باشد جایی برای توحید باقی نیست، در نتیجه عملًا به تیپ شکست خورده فیکسیستها (ثبوتیون) ملحق شدند و توحید را همدوش فیکسیسم تصور نمودند و در صدد خراب کردن اصول و قوانین تکامل برآمدند.
حقیقت این است که یک موجود «متکامل» همان اندازه تابع اصل علت غایی است که یک موجود به اصطلاح کامل. مهمترین قانون تکامل همانا اصل علیت غایی و توجه به هدف است و بدون آن محال و ممتنع است که کمالی صورت گیرد. این مطلب از مطالعه دقیق در احوال موجودات متکامل به خوبی و کمال وضوح روشن میشود و ما کوشش خواهیم کرد این مطلب را در منتهی درجه وضوح برای خوانندگان محترم این مقالات بیان نماییم.
سخن ما با مادیین در این نیست که آیا قوانین تکامل، مثلًا علاقه به ذات یا تأثیر محیط یا استعمال و عدم استعمال عضو یا تنازع بقا و انتخاب طبیعی یا وراثت صفات اکتسابی یا جهش و موتاسیون و پیدایش تغییرات در ژنهای سلولهای تناسلی راست است یا دروغ؟
این وظیفه علمای زیست شناسی است. سخن در این است که آیا همه این قوانین و اصول بدون آنکه یک قوه سازنده و متوجه به هدفی در طبیعت موجود باشد کافی است یا کافی نیست؟
آن کسی که میپندارد این اصول و قوانین کافی است، درست مثل این است که کسی در برابر یک کاخ عظیم با تشکیلات وسیع قرار بگیرد و در رمز به وجود آمدن این کاخ که دارای اتاقها و راهروها و پلهها و سیم کشیها و رنگ آمیزیها و نقاشیها و غیر اینهاست بیندیشد و بعد مدعی شود که رمز کار را پیدا کردم زیرا اطلاع یافتم که در فلان نطقه آجر تهیه میشود و در فلان نقطه آهن و سمنت و در فلان نطقه