یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٧ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧٦
ماهیت سادهتر است و بنا بر غایت داشتن مشکل است، زیرا مشکل به نظر میرسد که یک ماهیت و نوعیت، هدفش خروج از نوعیت خودش و تبدل به نوع دیگر باشد. البته اصالت وجود و نظریه عرفا درباره انسان و هدف انسان تا اندازهای مشکل را حل میکند. ولی طبق نظریه فلاسفه و رابطهای که میان صورت و غایت قائلند، قدری مشکل است.
این تعبیر شامل دو مفهوم است:
تاریخ و ماهیت آن
یکی اینکه سراسر تاریخ جنگ است و صلح فرع است، به معنی اینکه صلح سنتز جنگ است (ص ١٧٥: مفهوم بالا نفی میکند هر حرکت اصیل پیش برنده دیگر را که ماهیت مبارزه نداشته باشد) و البته این جنگها هم به منزله جنگ دو قطب مخالف نیست، بلکه به شکل مبارزه تز و آنتی تز، نو و کهنه است. پس تنها جنگ، آنهم جنگ تز و آنتی تز پیش برنده تاریخ است. علیهذا پاستور را نمیتوان پیش برنده تاریخ به شمار آورد.
مفهوم دوم این است که جنگها همه ماهیت طبقاتی داشته، پس جنگ عقیده یا جنگ جاه طلبانه و حتی جنگ طمع کارانه ملتی در سرزمین ملت دیگر و همچنین جنگ نژادی نداریم.
ماهیت تاریخ و ماهیت طبقه
ص ١٧٦: اینها آنجا که میگویند ماهیت تاریخ مادی است، قهراً میگویند ماهیت طبقه هم مادی است، طبقهای واقعی غیر از طبقه اقتصادی نداریم، هر طبقهای که تظاهر به جنبهای دیگر میکند (مثلًا طبقه فرهنگی، نظامی و غیره) در واقع هویت مادی دارد و یا مصنوعی و عوضی است.
در اینجا این بحث مهم اجتماعی قابل طرح است که آیا پیوند واقعی افراد منحصراً پیوند طبقات اقتصادی است و بس؛ پیوند همعقیدهای، همنژادی، همزبانی، هموطنی، همدینی، پیوند عوضی است، پس طبقه واقعی طبقه اقتصادی است؟ یا سایر امور نیز میتواند پیوند واقعی شمرده شود، مخصوصاً پیوند هم ایمانی؟ نظر