یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٩ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧٨
تاریخی است
د. اجتماع، چه منزلی و چه مدنی، در ابتدانا آگاهانه بوده است، اولین بار وسیله انبیا به صورت آگاهانه در آمد. (ص ٩٩)
ایدئولوژی است
ه. ص ٩٩- ١٠٠: این که بگوییم اسلام دستورهایی برای اجتماعی بودن و اجتماعی شدن داده است کافی نیست برای این که بدانیم اسلام شناختی اصیل و عینی درباره جامعه دارد، مگر برخی دستورات ایدئولوژیکی که حاکی از نوعی جهان بینی اجتماعی اصیل و عینی درباره جامعه است. پس باید ببینیم اسلام چگونه بهطور صریح و یا اشاره، بهطور مطابقی یا تضمّنی یا التزامی اظهار نظر درباره اصالت و عینیت جامعه کرده است و ببینیم که ایدههای خود را بر پایه چه نوع بینشی از جامعه نهاده است. این مطلب باید در صدر مطالب قرار گیرد.
اسلام تنها دینی است که بنای خود را صریحاً بر اجتماع گذاشته است، یعنی دستورهای خود را بر این نوع شناخت از جامعه گذاشته است و روح اجتماع را در همه احکام خود دمیده است: آیه و ان هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله (انعام/ ١٥٣)،
اسلام دین اجتماعی است
و اعتصموا بحبل اللَّه جمیعاً و لا تفرقوا ... و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر ... و لا تکونوا کالذین تفرقوا ... (آل عمران/ ١٠٣- ١٠٥)، ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعاً لست منهم فی شیء (انعام/ ١٥٩)، انما المؤمنون اخوة فأصلحوا بین اخویکم (حجرات/ ١٠)، و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (انفال/ ٤٦)، و تعاونوا علی البر و التقوی (مائده/ ٢)، و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر ... (آل عمران/ ١٠٤).
جهان بینی است
و. ص ١٠١ تحت عنوان «رابطه فرد و مجتمع» بحث اصل ترکیب را در صنع و اصل وحدت در کثرت را بیان میکند، تا آنجا که میگوید:
و هذه الرابطة الحقیقیة بین الشخص و المجتمع لا محالة تؤدی الی کینونة اخری فی المجتمع حسب ما یمده (کذا) الاشخاص من وجودهم و قواهم و خواصهم و آثارهم فیتکوّن فی المجتمع