یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٨ - قرآن و بینش دیالکتیکی تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٢٧
ب. تغییر و حرکت و تکامل بر اساس سه پایه (علیهذا اصل سوم هگل، فرعی از این اصل شمرده شده است.)
ج. اصل جهش و موتاسیون (این اصل را نیز انگلس بیان کرده است.)
د. اصل تضاد داخلی در درون اشیاء و طبیعت
ولی دکتر ارانی دو اصل را ارکان اصلی دیالکتیک میداند: یکی اصل نفور ضدین یا وحدت ضدین و معتقد است که اصل تبدل کمیت به کیفیت و تبدل کیفیت به کمیت فرعی از این اصل است، و دیگر اصل تکامل ضدین و میگوید از این دو اصل اصولی دیگر استنتاج میشود. ارانی به اصل تأثیر متقابل و پیوند متقابل به عنوان یک اصل اشاره نمیکند.
ولی به نظر میرسد که اگر سه اصل هگل را که در صفحه پیش نقل کردیم به اضافه اصل جهش و موتاسیون که محصول علم قرن نوزده است و انگلس شاید اولین بار آنهارا در دیالکتیک وارد کرده است [در نظر بگیریم] مجموع اصول دیالکتیک چهار اصل میشود، به این ترتیب:
الف. اصل حرکت در واقعیت و در فکر
ب. اصل تضاد و ناسازگاری در درون اشیاء
ج. اصل عبور از ضدی به ضد دیگر و ترکیب در مرحله سوم (تز، آنتی تز، سنتز و یا تکامل در ضدین)
د. اصل جهش و انقلاب و موتاسیون
و اگر اصل تأثیر متقابل را- آنچنان که استالین و ژرژ پولیتسر آوردهاند و شاید به علت جوابگویی به بعضی ایرادات- اضافه کنیم، اصول دیالکتیک پنج اصل میشود.
٢. اکنون وارد بحث بینش دیالکتیکی تاریخ بشویم:
الف. تاریخ یک جریان مداوم و لایقف و تکاملی است مانند سایر اجزاء طبیعت. اینجا لازم است توضیحی داده شود.
این که تاریخ یک جریان مداوم تکاملی است به دو گونه قابل