یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٠ - قرآن و بینش دیالکتیکی تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٢٩
بورژوازی شروع میشود و به کاپیتالیسم میرسد، چهارم سوسیالیسم.
ج. حرکت و تطور تاریخ معلول تضادهای درونی جامعه است.
قبلًا از هگل نقل کردیم که تناقض و ناسازگاری پایه اساسی حرکت است. هراکلیت یونانی گفته است: نزاع مادر هر پیشرفت است. اینجا این پرسش هست که تاریخ مرحله اول تطور خود را یعنی انتقال از اشتراکیت به فئودالیسم و بردگی و مالکیت اختصاصی را بدون هیچ گونه تضادی چگونه طی کرد، همچنان که عین این سؤال در مورد مرحله اشتراک آخرین که موجب رکود خواهد بود باقی است.
خلاصه ایراد اینکه اگر مقصود از تضاد این است که همواره در درون هر شیئی و از آن جمله جامعه عناصر متضادِ بالفعلِ در حال کشمکش وجود دارد، پس اشتراک اولیه و اشتراک نهائیه هیچ کدام اساس ندارد. اگر مقصود این است که [در دوره اشتراک اولیه] تضاد بکلی منتفی بوده و در آینده نیز بکلی ریشه کن خواهد شد، پس اشتراک اولیه چگونه بدون تضاد حرکت تکاملی کرد، و اگر مقصود این است که هر شیئی بالقوه ضد خود را در دامن خود میپرورد، جامعه اولیه نیز در عین اشتراک و عدم مالکیت خصوصی در اثر پیشرفت و رسیدن به مرحله ذخیره و تولید بیش از زندگی روزانه فردی، ضد خود را بالقوه داشت و پرورد، پس باید اشتراک نهایی هم اینچنین باشد و حال آنکه اشتراک نهائیه به صورت یک جامعه ایده آل و کمال مطلوب و بیطبقه و بیتضاد در کلمات قوم مطرح است.
ضمناً معلوم باشد که اصل «ج» باید اینطور تفسیر شود که انتقال از دورهای به دوره دیگر معلول تضاد است، یعنی جهش معلول تضاد است که اصل چهارم است، نه حرکت که اصل اول است، و الّا خود این مطلب که هر شیئی بالذات تمایل به سوی ضد خود دارد یعنی ضد خود را در درون خود میپرورد، قول به نوعی حرکت است مقدم بر تضاد.