یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٥٢
حکومت اصل علت غایی هم هیچ گاه نتوانستهاند از اعجاب و حیرت زدگی در برابر این نظام شگفتآور خودداری کنند.
فکر تضاد نظریه تکامل با اصل توحید از همین جا سرچشمه میگیرد. چنین تصور شده که اگر خلقت موجودات با این نظام عجیب، دفعی و آنی بود هیچ توجیه صحیحی از برای این نظام جز اعتراف به اصل علت غایی و حکومت تدبیر مافوق طبیعت بر طبیعت نبود. یعنی اگر مثلًا فرض کنیم که یک نوع مخصوص از انواع جانداران مثل انسان با این تشکیلات طویل و عریض ساختمانی دفعتاً و بدون مقدمه به وجود آمده، هیچ گونه راه توجیه و تعبیری جز اعتراف به اصل علت غایی و اینکه در به وجود آمدن آن، نظر و منظوری دخالت داشته نبود. ولی اگر معلوم شد که پدید آمدن این موجود، تدریجی و در طول میلیونها سال بوده و ضمناً قوانینی در خود طبیعت کشف شد که جبراً و قهراً لازمه آن قوانین پیدایش این موجود با این نظام باشد، آن وقت جایی برای فرض اصل علت غایی و بالنتیجه برای اصل توحید باقی نخواهد بود. اصل علت غایی و بالنتیجه اصل توحید مبتنی بر این است که ما وجود موجودات را «کامل» فرض کنیم نه «متکامل». اگر موجودات «کامل» آفریده شده باشند تنها یک راه توجیه برای به وجود آمدن آنها بیشتر نیست و آن همان راه علت غایی است که منتهی به اصل توحید میشود، ولی اگر تدریجاً کمال یافته باشند و در طول زمان نظام گرفته باشند مانعی در کار نیست که از دست به دست دادن قوانین ثابت و لایتغیر طبیعت و به کمک تصادفهای جزئی تدریجاً نظامات جزئی پدید آمده و متراکم شده تا امروز به صورت نظامی عالی و پیچیده به شکل انسان مثلًا مشاهده میشود.
این بود سرچشمه فکر تضاد نظریه تکامل با اصل توحید. این تضاد را مادیین با آب و تاب زیادی بیان کردند و دیگران هم باور کردند که واقعاً اگر موجودات تدریجاً کمال یافته باشند ماده بیجان با قوانین و سننی که خاص اوست کافی است برای پیدایش این