یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١ - جمهوری اسلامی - رادیو تلویزیون پاسخ سؤال سوم ( ماهیت انقلاب ایران )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٠
محرومین و محرومیتها هستند، و ضمناً این نکته نیز ناگفته نماند که نظر به اینکه اسلام در جهتگیری تاریخی انقلابی خود دفع شر و رفع ظلم از مستضعفین را مد نظر خود قرار داده، برخی پنداشتهاند که اسلام هم همین فلسفه را برای تاریخ پذیرفته است که البته اشتباه است و بحث مفصلی دارد و جداگانه باید بررسی شود.
ایضاً انقلاب اجتماعی که پدیدهای است اجتماعی، به ساختمان طبیعی انسان مربوط نیست، به جامعه مربوط است، یک خصلت بالذات اجتماعی است و البته ریشه اصلی آن کار اجتماعی است.
لازمه این نظریه این است که نوعی رشد هماهنگ میان نهادهای اجتماعی اعم از صنعتی، فلسفی، ادبی، قضایی، فرهنگی، مذهبی، اخلاقی وجود دارد، زیرا ریشه همه اینها تکامل کار مجسم یعنی ابزار تولید است و او خواه ناخواه همه اینها را به دنبال خود میکشاند.
علیهذا امکان ندارد که مثلًا جریانی مذهبی، اخلاقی، فلسفی در مرحلهای از تکامل ابزار تولید پدید آید کاملتر و یا برابر با جریانی که در مرحلهای از تکامل برتر و عالیتر ابزار تولید رخ میدهد. بلکه همانطور که ماشینهای عظیم و غول پیکر امروز از ابزارهای ساده هزار سال و دو هزار سال پیش کاملتر است بلکه با آنها طرف قیاس نیست، اخلاق و هنر و فلسفه حاکم بر نظامات جدید نیز نسبت به آنها کاملتر است، زیرا نهادهای اجتماعی نمیتوانند رشد مستقلی داشته باشند.
نقطه مقابل این نظریه نظریهای است که اولًا برای انقلابات ماهیتهای مختلف و متفاوتی قائل است و قهراً همه انقلابها را حتی انقلابهای اجتماعی را ناشی از دو قطبی شدن جامعه و منحصراً در دست طبقه محروم نمیداند و آنها را تنها طبقه پیشتاز نمیشمارد.
طبق این نظریه ... [١] و ثانیاً ریشه انقلابها را اجتماعی محض و ناشی از روابط اجتماعی نمیشمارد، بلکه برای ذات و طبیعت و سرشت
[١] [در اصل متن دستنویس، مطلب ناتمام است.]