یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦ - یادداشت اعتراضات - قرآن و بینش دیالکتیکی تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٣٥
باشد؟ یا طبقه دهقان یا طبقه روشنفکر در چه جهتی موضعگیری کنند و چه جهتی را تعقیب کنند؟
٨. میگویند دیگران در پرتو فلسفه تاریخ خود حتی مقداری که باید از پیروزیها انتظار داشت و مقداری که نباید انتظار داشت و هنوز زود است و این که زمان فرا رسیدن پیروزی چه زمانی است، درک میکنند و پیش بینی میکنند [١]، ما چطور؟ جواب این است: فلسفه تاریخ یک نظریه اساسی کلی است و پیش بینیها مربوط است به نوعی اجتهاد بر اساس آن طرح با توجه به شرایط موجود و خصوصیات محیط و اجتماع. از قضا میبینیم پیشگویی و پیش بینی خود مارکس غلط از آب در میآید. پیش بینیها بر اساس تطبیق اصول و قواعد است بر موارد. غلط در آمدن ناشی از یکی از دو چیز است (بهطور منع خلوّ): یا غلط بودن قواعد و یا نشناختن شرایط مورد. این پیش بینیها نظیر پیش بینی قابله است درباره آینده زن حامله یا نظیر پیش بینی طبیب است درباره آینده مریض که غلط از آب در آمدنش معلول یکی از دو جهت بالاست. به هر حال مقصود این است که یک فلسفه تاریخ بدون شناخت دقیق اوضاع و عوامل حاکم بر محیط برای پیش بینی کافی نیست. طبیعت فلسفه تاریخ این است که کلی است بر خلاف علم تاریخ.
٩. میگویند آنها به عنوان طبقه و گروه نقش خود را تشخیص میدهند، ما چطور؟ جواب این است که اولًا تشخیص نقش خود به چه معنی است؟ خواهید گفت یعنی چه نقشی باید ما داشته باشیم؟
میگوییم معنی «باید» این است که برای رسیدن به فلان هدف ما باید چه راهی انتخاب کنیم؟ میگوییم درست است ولی صرف این مطلب جنبه انسانی ندارد، برای اینکه طبقه دزدان هم نقش خود را برای رسیدن به هدف خود خوب تشخیص میدهند، گروه استثمارگران هم
[١] اما مارکس و انگلس میخواستند تز همزیستی مسالمت آمیز را پیش بینی کنند.