یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٦ - یادداشت جلسه دوم - تکامل در تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٧٥
تعالی انسانی باشد؛ نه صرفاً درک به سوی گرایش و نه گرایش به سوی امری که خود واقعیت ندارد بلکه آفریده ذهن ماست که اگزیستانسیالیسم میگوید.
نظریه مارکسیسم
٥. پس، از نظر مارکسیستها به هیچ وجه مسئله ارزش و انسانیت و گرایش به انسانیت و به ارزشها مطرح نیست. مسئله، مسئله ابزار تولید است. تا ابزار تولید، اختصاصی و فردی است و تا مالکیت برقرار است، انسان تجزیه شده است، قطعه قطعه شده است. با از بین رفتن مالکیت فردی و برقراری مالکیت جمعی بر ابزار تولید، بهره کشی انسان از انسان از بین میرود و با از بین رفتن آن، انسان به سعادت نهایی و تکامل نهایی و جامعه بیطبقه رسیده است.
اگزیستانسیالیسم
و از نظر اگزیستانسیالیسته تنها نفی مالکیت و داشتن ایدئولوژی اجتماعی و سوسیالیستی کافی نیست، عنصری دیگر ضروری است و آن گرایش به ارزشهاست ولی ارزشها فرضی و قراردادی است.
نظریه ما
ولی از نظر ما جامعه بیطبقه اولًا مساوی با نفی مالکیت فردی نیست، ثانیاً اولین مرحله نفی یک نقص است، ثالثاً یک ایدئولوژی بدون عنصر گرایش و جذبه به یک هدف متعالیتر از منافع مادی ممکن نیست، و رابعاً آن گرایش کشف کردنی است نه آفریدنی و پرورش دادنی، و شناساندن انسان است به خود.
٦. حالا راه رسیدن چیست؟ پرورش آگاهیها و پرورش این حس متعالی روحانی به وسیله دوری از آلودگیها، به وسیله عبادتها، به وسیله اصلاحات و اعمال صالحه و تلاش و مبارزه حق با باطل که در گذشته هم بوده است، و وابستگی بیشتر انسان به عقیده و ایمان و آرمان، و داشتن راه باز به سوی کمال واقعی.
٧. «رگ رگ است این آب شیرین ...» و تدریجاً تکامل انسان نظام بهتر به آن خواهد بخشید.