یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٥ - یادداشت جلسه دوم - تکامل در تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٧٤
جواب این است (عطف به نمره ٢) که آیا واقعاً ریشه همه نابسامانیها، مالکیت فردی و امتیازات طبقاتی است؟ آیا همه جنگها، کشمکشها، خونریزیها، بهره کشیها- از قبیل اهرام مصر و تخت جمشید- برای به دست آوردن منافع اقتصادی است؟ آیا غریزه سلطه جویی، غریزه جنسی و اختصاص دادن بهترین فرد جنس را به خود، منشأ نیست؟ تازه آیا میل به اختصاص دادن مزایای مالی ناشی از ایدئولوژی حاکم است یا ایدئولوژی حاکم ناشی از این طبیعت است؟ که مسلماً دومی است. چگونه یک ایدئولوژی که ریشهای در سرشت انسان ندارد و صرفاً مانع فعالیت سرشت انسان است، میتواند طبیعت انسان و ماهیت انسان را عوض کند؟
اگزیستانسیالیسم
گروهی دیگر نیز (اگزیستانسیالیسته) پس از یأس از ایدئولوژی مارکسیسم، به یک ایدئولوژی دیگر بر اساس اصالت انسان در برابر جبر تاریخ و جبر ابزار رو آوردهاند و بر اساس اینکه انسان ساخته تاریخ خود نیست، بلکه سازنده تاریخ خود است و با آگاهی به شخصیت واقعی خود که اراده و آزادی است به مسئولیت خود آگاه میشود.
از نظر اینها انسان به حکم آزادی خود آفریننده ارزشهاست.
ارزشها یعنی انسانیت واقعیت عینی ندارد، ذهنی است. انسان با خلق ارزشها به آن واقعیت میدهد. اعطاء عینی که معنی ندارد، مثل این است که انسان به این چوب بگوید من به تو آهن بودن را یا طلا بودن را اعطا کردم، و اما اعطاء قراردادی از قبیل پرستش بتی است که خود خلق کردهایم.
نظریه صحیح این است که انسان را تنها ایدئولوژی تغییر میدهد اما ایدئولوژیای که بر اساس شناخت دو طبیعت و دو سرشت و یا سرشتی مرکب در انسان باشد، واقعیت انسان را دو عنصری (مادی و الهی، سودی و ارزشی) بداند و بر اساس حاکمیت عنصر غیرمادی وجود انسان (روح) بر عنصر مادی او (تن) استقرار یابد و ایدئولوژیای که صرفاً علم نباشد، ایمان یعنی گرایش واقعی به سوی