یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٥ - استفاده از تاریخ از نظر قرآن - بابلسر ٨/ ٢/ ٥٤
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٧٤
خیال خوب است، یعنی برای تخدیر و سمر نه برای تنبه و بیداری، غذای خیال است نه غذا و ماده برای فکر، مثل افسانهها. ولی اگر سرگذشت اقوام، یک سلسله وقایع منظم علّی و معلولی باشد و به تعبیر قرآن «سنن» باشد و اصل «هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست» غلط باشد، میتواند مورد بهره گیری فکر واقع شود و غذای عقل و ماده برای فکر منطقی باشد.
در این صورت نیز نقش اراده و اختیار و انتخاب انسان چه نقشی است؟ آیا انسان در مقابل عوامل طبیعی و اجتماعی و تاریخی مجبور است یا مختار؟ آیا انسان مانند خس و خاشاکی است که بر روی سیل خروشانی در حرکت است و محکوم و تابع است؟ باز هم فرضاً از تاریخ آگاه بشود نمیتواند استفاده کند، مثل این است که خس روی آب فرضاً آگاهی به وضع خود داشته باشد هرگز نمیتواند وضع خود را تغییر دهد. و یا انسان در مقابل حوادث تاریخی دست بسته نیست، آزاد است، و البته قدرتهای انسانهای دیگر آزادیهای او را محدود میکند ولی هرگز او را به صورت یک موجود مسلوب الاختیار در نمیآورد؟ البته فقط در صورت دوم است که بهره گیری از آگاهیهای تاریخی معنی و مفهوم پیدا میکند.
پس از آنکه سنت بودن تاریخ را پذیرفتیم و پس از آنکه نقش حاکم انسان را بر سرنوشت خود پذیرفتیم، رابطههای علّی و معلولی چه نوع رابطهای است؟ آیا مسائل انسانی نقشی مؤثر و حاکم بر سرنوشتها داشته است یا نه؟ به عبارت دیگر اخلاق، طهارت، عدالت، مساوات، آزادی، محبت، احسان، ایثار و غیره، آیا اینها نقشی داشتهاند یا تمام نقشها مربوط است به عوامل سیاسی، اقتصادی، حداکثر علمی، فرهنگی؟ میدانیم که برخی نقش تعیین کننده تاریخ را با زور دانستهاند و [از نظر آنها] متن تاریخ عبارت است از زور آزماییها میان زورمندان، تاریخ همواره چربیده بدان سو که زور چربیده است. برخی نقش تعیین کننده را با زر یعنی عوامل پولی و اقتصادی دانستهاند، این عوامل را تعیین کننده تاریخ دانستهاند و