یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٥ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧٤
را ببخشد، و دیگر ماهیتی که عوضی است و ملاک بیگانگی با خود است و اگر آن را به خود بدهد یک جامه عوضی پوشیده است. این است اختلاف نظر ما با اگزیستانسیالیسم. در بحثهای علامه طباطبایی که بعداً طرح خواهیم کرد، بحث غایت طبیعی داشتن به میان خواهد آمد که میرساند فرد و جامعه بالقوه هویت و واقعیتی دارد.
ماهیت تاریخ
ص ١٦٦: میگویند ماتریالیسم تاریخی یعنی برداشت اقتصادی از تاریخ و برداشت تاریخی از اقتصاد. ما اضافه کردهایم که: و برداشت اقتصادی و برداشت تاریخی از انسان بدون برداشت انسانی از اقتصاد و از تاریخ.
ولی ما از تاریخ و حتی از اقتصاد برداشت انسانی داریم، زیرا در عین اینکه برای انسان (و قهراً برای جامعه نیز) جنبه حیوانی و منفعتی قائلیم، برای انسان (و جامعه) جنبه فطری انسانی نیز قائل هستیم [١] پس ماتریالیسم تاریخی نیز مانند از خود بیگانگی، یعنی قربانی شدن انسان بار دیگر در قربانگاه فلسفه مادی [٢].
ص ١٦٧: اگر اقتصاد وجود تاریخی دارد، پس باید وجود تاریخی دیالکتیکی داشته باشد، پس اقتصاد که ماده است جریان دیالکتیکی دارد.
ماهیت تاریخ
٢١. درس ١٣، ص ١٧١: ماتریالیسم تاریخی یعنی تاریخ ماهیت مادی و اقتصاد وجود تاریخی دارد و جنبههای غیر مادی تاریخ اصالت ندارد، جلوهها و آثار و توابعی است از واقعیت مادی تاریخ. همانطور که در جهان، ماده اصل است و روح جلوه و انعکاسی از او، در تاریخ هم اقتصاد اصل است و جنبههای غیرمادی، توابع و انعکاساتی است از آن اصل. همانطور که انسان هویت مادی دارد و تحت تأثیر محرکات مادی است و احیاناً در اثر عادت و یا
[١] این قسمتها در ورقههای آیا حقیقت تاریخ مادی است؟ خوب بحث شده.[٢] رجوع شود به ص ٤٦٩.