یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٢٥
است و بالنتیجه برای او فرض خالق نیز موهوم است که تنها در ظلمت تقالید پدران، این فرض موجود است و در روشنایی علم این فرض باطل شناخته شده و این بهترین راه برای منحرف کردن فکر دانشجویان و طبقه مغرور و معتقد به فضل کشور است. و از طرف دیگر هم میبینند که مثلًا گویندگان و نویسندگان مذهبی هم عیناً در مقام دفاع از توحید در صدد انکار نظریه تکامل و ترانفورمیسم هستند و طرفدار فیکسیسم میباشند و در تاریخ علوم هم میخوانند که همیشه نظریه فیکسیسم از طرف روحانیون حمایت شده. پس مجموعاً شکی باقی نمیماند برای دانشجوی بیچاره که منطق توحید و خداشناسی و خلقت، صد درصد یک نظریه موهومی است. علیهذا با این طرز بیان و تعلیم که ریشهاش در مبارزه تعلیمات مسیحیون [با نظریات علمی] است و با این نحو دفاع که این هم با نظریه دفاع مسیحیون هماهنگ است نه با نظریه متخصصین فن توحید اسلامی، تکلیف کردن به یک دانشجو که خداوند را به عنوان خالق کل بشناس، درست مثل این است که به دانشجو بگوییم فلان مسئله ریاضی که راه حلش منحصر به فلان راه است و نتیجهاش به حسب برهان فلان نتیجه است، تو بیا به حکم دین و از روی تعبد معتقد به نقیض این مسئله باش.
٢٤. حکمای اسلامی برای تبدل نوع در تکامل فرد نیز جا باز کردهاند: کون المراتب فی الاشتداد. قدما نیز تبدل نوع را در اعراض قائل بودند ولی میگفتند که موضوع در وجود ناعت از نوعی به نوع دیگر میرود و به هرحال تبدل انواع را قائل بودند و میگفتند حدود لغزنده است و در نظریه صدرالمتألهین این مطلب دلیل بر اصالت وجود گرفته شده و نه تنها در وجود ناعت تبدل انواع جایز است، در وجود نفسی نیز جایز است و حقیقت این است که فرض وجود ناعت یک فرض اصالت ماهیتی است و بنابراین جعل تألیفی نیز بیمعنی است و تبدل انواع در وجود نفسی عرض است و آن هم تابع تبدل جوهری معروض است.