یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٨٠
از اینجا میتوان فهمید که تهوّر، استعمال همان الماس چند لبه است بدون توجه به طرز استعمال آن. خوارج- چنان که قبلًا گفتیم- یکی از اصول آنها امر به معروف بود ولی بدون توجه به منطق و اثر و طرز استعمال. آنها متهور بودند نه شجاع.
١٢٢. ایضاً عطف به نمره ٨٠ و این که احتیاج به مصلحین هست، در جلد اول محجة البیضاء به تبع اخبارالعلوم حدیثی را نقل میکند که در منابع اهل سنت ضبط است (معلوم نیست در شیعه هست یا نیست) از رسول اکرم صلی الله علیه و آله: بدأ الاسلام غریباً و سیعود غریباً، فطوبی للغرباء. فقیل: من الغرباء یا رسول اللَّه! قال: الذین یصلحون ما افسده الناس من سنتی و الذین یحیون ما اماتوه من سنتی. و فی خبر آخر: هم المتمسکون بما انتم علیه الیوم. و فی حدیث آخر: الغرباء ناس قلیل (کذا) صالحون بین ناس کثیر من یبغضهم اکثر ممن یحبهم. و قیل (القائل سفیان الثوری): اذا رأیت العالِم کثیر الاصدقاء- یعنی مرید زیاد دارد- فاعلم انه مخلّط [١] لأنه ان نطق بالحق ابغضوه.
از ابوذر نیز نقل شده که: لم یترک الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر لی صدیقاً.
١٢٣. رجوع شود به دفتر ٨٩، ص ٢٤٧ راجع به این که گناه عامه چیست و گناه خاصه چیست و این که گناه عامه فکر نکردن است و این است که مانند اعراب جاهلیت محصولات و مصنوعات خود را عبادت میکنند؛ و اینکه در حدیث وارد است که قومی معذب میشوند در صورتی که بعضی گنهکارند نه همه، ناظر به این است که خاصه گناهکارند و عامه خاصه پرست و گناه عامه این است که فکر نمیکنند و مصداق أفلا یعقلون میباشند و اما خاصه مصداق بما کنتم تفسقون و مصداق بما کنتم تستکبرون و مصداق و ان انتم الّا تکذبون. این عامه هستند که مصداق أفلا تتفکرونو أفلا تتذکرونو أفلا تعقلون میباشند.
[١] تابع مکتبِ «چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی- مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند» میباشد.