یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٧٨
التناهی.
هر دو قسمت میخواهد بفرماید شرط وجودی امر به معروف و نهی از منکر چه از ناحیه آن که وظیفه ارشاد دارد و چه از ناحیه آن که وظیفه قبول و استماع دارد این است که واعظ اهل عمل باشد، و واعظ غیر عامل خودش وظیفه دارد که اول به عمل بپردازد و مردم هم وظیفه دارند که از او نشنوند.
ایضاً در جلد ٢، صفحه ٧٩ میفرماید:
لعن اللَّه الآمرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به.
١١٥. در نهج البلاغه ج ٢، ص ٧٠٦ دارد: فأین المحتسبون. در پاورقی مینویسد: یعنی أین الذین یجاهدون حسبة للَّه.
حالا آیا میشود [گفت] اصطلاح «احتساب» از همین جا آمده و محتسب یعنی مجاهد به قصد قربت؟
١١٦. عطف به نمره ٨٠ که: لایتبع المطامع. آدم که طمع نداشته باشد طناب بند و ریسمان پیچ نیست، مقید و اسیر نیست، آزاد است.
خود مولا فرمود: بعضی به دنیا میآیند و خودشان را آزاد میکنند و بعضی میآیند خود را اسیر مینمایند. در نهج البلاغه ج ٢، ص ١٣٧ راجع به حضرت مسیح میفرماید:
و لم تکن له زوجة تفتنه و لا ولد یحزنه و لا مال یلفته و لا طمع یذله، دابّته رجلاه و خادمه یداه. (خفت مؤنه)
ایضاً عطف به نمره ٨٠ (لا یصانع)، در نهج البلاغه ج ٣، ص ١٢٥ عنصر مداهنه را اینطور توصیف میکند: