یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٢٠
موارد نتیجه اشتداد نمیدهد به علت ترکب حرکت است.
تکامل حقیقی و تکامل نسبی. مثال تکامل نسبی مثل یک عمارت که قوه تکمیل کنندهای در خودش باشد.
در حقیقت، تکامل در وضع است اگرچه تکامل در وضع نیز نیست. حقیقت تکامل باید برگردد به وجود و عدم یک واحد واقعی نه یک واحد اعتباری
٣. عطف به نمره ٢ اگر یک گیاه یا یک انسان را در نظر بگیریم که در ابتدا دانه یا نطفهای بیش نیست و بعد تنوع و تجزّء و دستگاه پیدا میکند، از نظر فلسفی تکامل نیست. از نظر فلسفی تکامل از آن نظر است که در واقعیت جوهری این شیء اشتدادی پیدا شده نه آنکه اجزاء موجودی تغییر شکل داده و با یکدیگر تألیف شدهاند، بلکه از [این] نظر که وجود رو به کمال رفته است و این خود به خود مستلزم نو شدنِ به معنای واقعی جهان و تازه شدن و حدوث و تجدد است.
مثلًا در مثال بلور در مقاله هوشیار، تنها از آن جهت که رد و بدل شدن الکترونهاست از جنبه فلسفی تکامل نیست، بلکه از آن جهت که این رد و بدل شدن نماینده یک اشتداد وجودی است [تکامل است.] ما به حسب بادی نظر همان طوری که وجود دادن و وجود یافتن را از قبیل دادن و یافتن یک جامه میدانیم، موضوع تکامل فلسفی را نیز از قبیل تمام شدنهای اعتباری و حسی میدانیم و یک امر نسبی و اعتباری را که با غرض و هدف ما وابستگی دارد نام تکامل میدهیم.
٤. آیا افزایش کمّی انفصالی یا اتصالی، کمال جسم است یا کمال عدد و مقدار؟ و همچنین پیدایش یک کیفیت مثل صافی. اساساً دلیلی نیست که ما صاف شدن بلور را یک نوع کمال برای آن جسم بدانیم، بلکه از نظر زندگی ما صاف شدن یک شیشه نسبت به ناهموار بودن آن کمال است وگرنه در ذات خود شیشه هر کیفیتی در عرض یک کیفیت دیگر است.
٥. در ص ٥ «تکامل» هوشیار میگوید معمای تیغه [١] کشیدن و روییدن را تا به حال نتوانستهاند حل کنند و شاید بتوان گفت که از هر گونه توضیح و تبیین فیزیکی و مکانیکی خالص و صرف دور است. اجزاء نبات در حکم اجزاء توده شن یا قطعه بلور (یخ مثلًا، رجوع شود به فیزیک) نیستند که فقط ارتباط مکانی با هم داشته
[١] [اینطور خوانده شد.]