یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - فلسفه تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥١٣
تغییر شکل زیر بنا آن روبنا امکان بقا نداشته باشد.
٢٠. از آنچه در این صفحات گفته شد و آنچه در بحث «جامعه و تاریخ» در کتاب مقدمهای بر جهان بینی اسلامی گفتیم، دو بحث را باید از یکدیگر تفکیک کرد: یکی بحث موتور حرکت اجتماع به معنی محرک حیاتی این امر زنده به نام اجتماع، که قلب اجتماع برای چه میتپد و زیر بنای همه تأسیسات اجتماعی چیست؟ و آیا اجتماع یک موتوره است و یا چند موتوره؟ و آیا اجتماع طبیعت مادی دارد یا نه؟ و آیا تک حیاتی است یا چند حیاتی؟ و دیگر بحث موتور حرکت تکاملی تاریخ است. در برخی مکاتب هیچ رابطهای میان جوهر حیات اجتماع و زیربنای اصلی آن با محرک و عامل تطورات تاریخ وجود ندارد، مثل آن که تصادف یا قهرمان یا نژاد یا منطقه را عامل تطورات تاریخی میداند که البته او اینها را به عنوان عامل اصلی محرک حیاتی و غریزه حیاتی جامعه نمیداند (این که به دنبال محرک جامعه بگردیم بر اساس اصالت جامعه است) ولی برخی میان ایندو رابطه قائلند. نظریه مارکسیسم بر این اساس است که زیربنای جامعه اقتصاد است و جامعه ماهیت مادی اخلاقی و انگیزهای دارد؛ جامعه، حیوانی اقتصادی است، و عامل تطور را نیز تضادهای طبقاتی و اقتصادی میداند، از آن نظر که برای جامعه ضمن اینکه ماهیت مادی قائل است وجود دیالکتیکی قائل است.
فلسفه تاریخ
در جزوه «روش شناخت اسلام» دکتر علی شریعتی مینویسد:
بزرگترین معضل تاریخ و جامعه شناسی یافتن عامل اصلی تغییر و تحول اجتماعات است، یعنی عامل اصلیای که موجب