یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - فلسفه تاریخ - موتور اجتماع و موتور تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥١١
انسان حل کرد و گفت این مسئله صددرصد تابع محرکات غریزی انسان است که مورد نظر و بحث است که آیا عامل جنسی عامل اصلی است یا عامل اقتصادی و یا قدرت و برتری طلبی و [یا] همه اینها و یا اینها و علل و عوامل دیگر؟
جواب این است که به نظر برخی که اصالت اجتماعی فکر میکنند و اصالت و استقلال فرد را نفی میکنند، اجتماع حکم یک ماشین را پیدا میکند و یا حکم یک مرکب طبیعی مانند آب را پیدا میکند و طبیعتی جدا از طبیعت جزء خود پیدا میکند. لهذا شناختن آهن و لاستیک و سیم و چدن و غیره برای شناختن ماشین کافی نیست و شناختن اکسیژن و هیدروژن برای شناختن آب کافی نیست، لازم هست ولی کافی نیست، و لهذا در ورقه انسانیت، سوسیالیزم، عقل و روح عدالتخواهی از کتاب سوسیالیسم از مجموعه چه میدانم؟ در انتقاد از سوسیالیزم به اصطلاح تخیلی نقل کردیم که:
... نویسندگان بسیاری سوسیالیزم را نه به عنوان یک شکل تاریخی جامعه که نتیجه منطقی تحول اقتصادی است، بلکه به عنوان سیستم حاضر و آمادهای که به نظر آنها باید جانشین کاپیتالیزم گردد به ما معرفی میکنند. آنها نیز مانند پیشکسوتان خود از قوانین تاریخ و بخصوص از تضادهایی که بر جامعه حکمفرمایی میکنند بیخبر هستند. آنها نیز به عقل و روح عدالتخواهی رجوع میکنند و «طبقات جامعه» را در نظر نمیگیرند و تنها به «انسان» چشم دارند.
از نظر این مکاتب، روابط اجتماعی، انسانها را به منزله اعضا و اجزای یک ماشین خودکار میکند و در حقیقت سرنوشت افراد به دست این ماشین خودکار میافتد و این است معنی جبر تاریخ، و یا در حکم یک موجود زنده مثلًا گیاه است نسبت به موادی که در داخل این گیاه جذب شده که هیچ استقلالی ندارند و سرنوشتشان در دست روح و حیات این گیاه است و در دست قوانینی است جبری که بر این