یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥١ - فلسفه تاریخ از نظر قرآن - دانشگاه شیراز (٢٠/ ٨/ ٥٣)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٥٠
ساده حوادث، بلکه فلسفه و راز تاریخ است. ولی البته بیان توصیفی یک سرگذشت متوقف بر خود سرگذشت است و بیان علمی فرع بر بیان توصیفی و بیان فلسفی فرع بر توضیح علمی است.
این که قرآن قصص و حکایاتی نقل میکند و درباره آنها میگوید: فاقصص القصص لعلهم یتفکرون- که اینها را به صورت درس، آنهم درسی که ضمناً سرمشقی برای جوامع حاضر باشد القا میکند- دلیل بر این است که به راز و فلسفهای برای تاریخ قائل است، و همچنین این که امر به سیر در ارض میکند (مثلًا در سوره آل عمران، آیات ١٣٢- ١٤٢) که معنیاش عدم اقتصار به قصص نمونه در قرآن است و خصوصاً تکیه به مشاهده مستقیم آثار تاریخی که میتواند ایمائی باشد به عدم اکتفاء به اخبار مسطوره در متن کتب که امروز مخصوصاً فوق العاده مورد عدم اعتماد است، خیلی جالب است.
بعلاوه قرآن در ضمن تجزیه و تحلیلها خود، رازها و اسرار تاریخ را فاش میکند، مثل آنچه در سوره سبأ آیات ٣١- ٣٧ و سوره زخرف آیات ١٩- ٢٤ و سوره مؤمن آیات ٢٥- ٤٨ و سوره آل عمران آیات ١٣٢- ١٤٢ آمده است، ایضاً زخرف آیات ٤٦- ٥٧.
شخصیت و اصالت و سرگذشت جامعه
مسئلهای مطرح است تحت این عنوان که آیا جامعه یک امر حقیقی و واقعی و اصیل و دارای شخصیت است و یا امری اعتباری است؟
گاهی به این صورت طرح میشود که آیا فرد اصیل است و جامعه اعتباری و یا جامعه اصیل است و فرد اعتباری؟ ولی ما به این صورت طرح نمیکنیم، زیرا از نظر ما جای بحث در اصالت فرد نیست. حتی نظریه هایدگر درباره اصالت «کلی» نیز دردی دوا نمیکند، بلکه سخنی بیاساس است. نسبت فرد به جامعه، نسبت جزء به کل است نه جزئی به کلی. در غیر جامعه این سخن هست که هر جا که کل امر حقیقی و واقعی و واحد است، جزء اعتباری است و کثرت اجزاء اعتباری است و آنجا که امر بر عکس است و جزء امر حقیقی است