یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩ - یادداشت ایران و اسلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٧٨
خارج بلکه از قارهای غیر قاره آسیا به کشور ما آمده است آن را رژیم ملی انتخاب کنیم؟
٢- ب. عطف به نمره بالا، قبل از اسلام دین رسمی ما دین زردشت بوده است و اکنون مسلمانیم. آیا با مقیاس ملیت، دین ملی ما دین زردشت است یا دین اسلام؟ اگر ملت ما واقعاً اسلام را پذیرفته است، زردشتی یک دین بیگانه است نظیر رژیم استبدادی در مقابل رژیم مشروطه.
٣. در طول تاریخ مخصوصاً در دو قرن اول اسلامی بعضی نهضتهای ضد اسلامی در ایران پیدا شد. باید ببینیم عموم ملت ایران به این نهضتها با چه چشمی نگاه میکردهاند. آیا آن نهضتها نماینده روح و خواستههای اکثریت ملت ایران بوده است یا ناشی از اقلیت مطرودی بوده است، نظیر جنبشهای ضد ملی و ضد مذهبی که همواره در قرن معاصر و قرنهای نزدیک به وجود آمده است. رجوع شود به نمره ١٤٩.
٤. آیا اسلام آزادیها را گرفت و به قول سرجان ملکم- که بعضی ایرانیان همان را اقتباس کردهاند و نام دو قرن اول اسلامی را دو قرن سکوت گذاشتهاند- [دو قرن اول اسلامی دو قرن سکوت بود] و یا بر عکس نهضت آزادیخواهانهای بود همان طوری که ادوارد براون گفته است؟
٥. در شصت سال پیش دو جناح ایرانی با هم روبرو میشوند:
اسعدالدوله ایرانی با باقرخان و ستارخان، دو قهرمان یکی طرفدار مشروطه و دیگری طرفدار استبداد. آیا امروز ما باقرخان و ستارخان را قهرمان ملی خود بدانیم که مدافع رژیمی بودهاند که ملت ایران در آن عصر و عصر بعد انتخاب کرده است، یا اسعدالدوله را که مدافع رژیم کهن بوده است؟
آیا اکنون باید رستم فرخ زاد را یک قهرمان ملی بدانیم که در قادسیه در مقابل نهضت عظیم اسلامی- که بعدها تاریخ نشان داد ملت ایران آن را مانند جان برای تن پذیرفت- [ایستاد] یا سرداران