یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٨ - تکامل اجتماعی انسان در تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٩٧
ندارد ... ارتحال از حیوان به انسان بدون یک جهش و وارد شدن عنصر یا عامل تازهای در حلقه واسط امکان پذیر نبوده است. قرآن این جهش را مدیون یک نفخه کوچک و دمیدن روح الهی میداند ...
تکامل اجتماعی انسان در تاریخ
واژهها و کلمات برای انسان جاذبه یکسانی ندارند. برخی واژهها از یک جاذبه نیرومند برخوردارند. گویی مفهوم این واژهها با عمق ضمیر و فطرت انسانی به گونهای خویشاوندی دارند. لهذا بیم آن میرود که انسان نسبت به مفاهیم این کلمات، از بیتفاوتی و بی نظری خارج شده، شائبه جانبداری در ذهن و اندیشهاش راه یابد و انسان گرفتار بزرگترین آفتهای اندیشه یعنی «پیشداوری» بشود.
واژه «تکامل» مسلماً یکی از این گونه واژههاست. انسان هنگامی که از زبان فیلسوفان میشنود که «کینونت در ترقی است» و یا میشنود که «طبیعت در یک حرکت جوهری تکاملی دائمی است» یا از جامعه شناسان میشنود: «جامعه و تاریخ یک مسیر تکاملی را طی میکند» و یا از زیست شناسان میشنود که «تکامل، لازم لاینفک حیات است» شکفته میشود و به وجد میآید.
تکامل در مفهوم ساده و اجمالیاش، برای همه کس قابل فهم است. تکامل یعنی حرکت از نقص به کمال. هر کسی اجمالًا میداند که مثلًا بذر گل تدریجاً میروید و ساقه و برگ پیدا میکند، و این تغییر و دگرگونی در جهتی خاص است که میتوان آن را از نقص به کمال نامید.
اما همین که بخواهیم تعریف دقیقی از این مفهوم به دست دهیم دچار دشواریها میشویم، میبینیم تعریف دقیق آن چندان ساده نیست.
ما پیش از آنکه به تعریف دقیق تکامل بپردازیم، انواع تکامل