یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٠ - تاریخ - آیا طبیعت تاریخ مادی است؟
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤١٩
زایل شدنی است؛ یعنی ممکن است مثلًا تاریخ در عین طبیعت مادی، خلق و خوی معنوی و یا در عین طبیعت معنوی، خلق و خوی مادی داشته باشد. علیهذا تمیز خلق و خوی و عادت از طبیعت، کار مشکلی است و خلق و خوی تحت تأثیر عوامل مختلف تعلیم و تربیت قرار میگیرد.
ولی خلق پذیری جامعه انسان از درون خود، دلیل دو چیز است: یکی این که طبیعت انسان طبیعت مزدوج است نه مادی یا معنوی محض، و دیگر این که انسان از نظر طبیعت، موجودی بالقوه است همچنان که فرد نیز موجودی بالقوه است نه بالفعل، که مکرر درباره این مطلب بحث کردهایم. اینجاست که مفهوم اصالت وجود به مفهوم اگزیستانسیالیستی قابل پیاده شدن در تاریخ است که یک ملت میتواند خود را بیافریند و به خود ماهیت ببخشد، نه این که آفریننده ملت و هویت دهنده به او درجه تکامل ابزار تولید است.
اگزیستانسیالیسم نقش اراده آزاد را سازنده میداند و دیگران نقش حکمت، موعظه، تعلیم و تربیت را.
ششم این که در نیاز انسان به ماده و معنی (لااقل به فرهنگ و قانون و فلسفه و هنر و علم)، به عبارت دیگر در تألیف جامعه از نهادهای مختلف بحثی نیست؛ سخن در این است که محرک اصلی جامعه و هدف اصلی جامعه و تاریخ چیست؟ آیا جامعه و تاریخ تحت تأثیر انگیزه مادی و برای تأمین هدفهای مادی به حرکت درمیآید؟ آیا اهرم حرکت تاریخ نیازهای اقتصادی است [١]؟ و نظر به این که تأمین آنها بدون روبنای معنوی میسر نیست، در حد نیاز و تا زمان ادامه نیاز به معنی رو میآورد و در حقیقت معنی وسیلهای است برای ماده [٢] و شکل و خصوصیت و نحوه و چگونگی خود را از ماده
[١] البته قبلًا گفتهایم که دو نوع حرکت داریم: حرکت عادی اجتماع که به تاریخ علمی مربوط میشود، و حرکت تطوری که به فلسفه تاریخ- به اصطلاح خود ما- مربوط میشود.[٢] رجوع شود به ورقههای ماتریالیسم تاریخی.