یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٦ - فلسفه تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥١٥
طبیعی نیست طبعاً قانون علمی ندارد. مثلًا نمیشود ملاقاتهای تصادفی را تحت یک ضابطه کلی و علمی آورد. لازمه این که انقلابات و تحولات تصادفی است این است که بگوییم جریان طبیعی جامعهها منشأ تحولات نیست، بلکه جریانات غیرطبیعی و غیر کلی منشأ تحولات اساسی است و بعلاوه تصادف فقط در مورد تغییرات ناگهانی و ارتقاءها و انحطاطها میتواند عاملی شمرده شود. معنی ندارد که تصادف موتور محرک تاریخ تلقی گردد.
نظریه جبر مادی تاریخ
گروه دیگر مادیون هستند که به جبر تاریخ اعتقاد دارند و معتقدند تاریخ و جامعه در طول زمان از آغاز تا کنون مثل یک درخت است که بدون اینکه خودش اراده داشته باشد دانهای بوده و شکافته شده و از زمین درآمده و ریشه و ساقه بسته و شاخ و برگ پیدا کرده و بعد رشد نموده و درخت بزرگی شده و جبراً میوه داده است و جبراً زمستان خشک شده و اول بهار میوه میدهد.
خلاصه، تاریخ مانند یک موجود بیجان و بیاراده است و افراد انسان دخالت دارند، ولی وجدان انسانی، آگاهی انسانی، تصمیمات انسانی، خلق و خوی انسانی، انتخاب انسان، همه و همه تابعها و بلکه ملعبههایی است برای جریانات بلااراده اجتماع و کیفیت ابزار تولید و مرحله رشد ابزار تولید. در این نظریه انسان به عنوان یک عامل مختار و حاکم و مسلط بر اوضاع اجتماعی خصوصاً اوضاع اقتصادی نقشی ندارد، بلکه وجدان انسان یک ملعبه و یک روبنا و یک تابع و یک پرتو و یک ظلّ و یک مظهر است برای عوامل تولید و روابط اقتصادی. مظهر و مرآت و پرتو و عکس از خود حکمی در برابر ظاهر و اصل و عاکس و منبع نور ندارد.