یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - فلسفه تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥١٧
ابزاری هستند که آنچه از شخصیت بزرگان ظهور کرده و زایش نموده در وجود اینها جریان بیابد، سرچشمه فقط و فقط شخصیتها هستند.
طبق این نظر توده آلت بلا اراده شخصیتها هستند، توده جبراً از شخصیتها پیروی میکنند. همان نقشی که مارکسیستها برای همه افراد انسان در مقابل ابزار تولید قائلند، اینها برای توده در مقابل شخصیتها قائلند. اما خود شخصیتها را طبعاً مولود اراده و مشیت الهی و یا قوانین کلی طبیعی و یا تصادفات طبیعی میدانند.
یک عقیده هم بر این است که مردم و عموم جامعه در سرنوشت خودشان دخالت دارند [١].
ولی هیچ مکتبی- حتی دموکراسیهای قدیم و جدید در مراحل مختلفش- نیست که بگوید «توده مردم» (نه عموم مردم) [٢] عامل اساسی تحول و تغییر جامعه ما هستند. مکاتب
نظریه توده عامل محرک (ر. ک: به درسهای شناخت)
دموکراسی معتقدند که بهترین شکل حکومت حکومتی است که مردم در آن دخالت داشته باشند، اما از زمان دموکراسی آتن تاکنون هیچ یک از این مکاتب اعتقاد نداشتهاند که متن مردم (توده مردم) [٣] عامل تغییر و تحول جامعه هستند (به عبارت دیگر بیشخصیتها، غیر قهرمانها) [٤]، یعنی دموکراتترین جامعه شناسان در عین اینکه معتقدند بهترین شکل حکومت و شکل سازمانهای اداری و اجتماعی آن است که مردم در آن دخالت داشته باشند و رأی بدهند و حکومت را انتخاب کنند، معهذا هیچ کدام عامل اساسی تغییر و تحول جامعه را «مردم» نمیدانند، بلکه اینها هم یا جبر را عامل اساسی میدانند و یا شخصیتهای بزرگ و زبدگان را و یا تصادف را و احتمالًا
[١] در سرنوشت خود دخالت دارند، امری مسلّم. ولی اگر آنچنان که در ابتدای بحث طرح شد، محل بحث فقط جهشهای تاریخی و ارتقاءها و انحطاطها باشد، هیچ کدام از نظریات گذشته با دخالت مردم در سرنوشتشان منافات ندارد.[٢]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٣]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.][٤]. [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.]