یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠ - جمهوری اسلامی - رادیو تلویزیون پاسخ سؤال سوم ( ماهیت انقلاب ایران )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٩
نظم حاکم بر علوم و فنون، انقلاب مذهبی طغیان و عصیانی است علیه نظم مذهبی حاکم.
اینجاست که ارزش و همه جانبگی انقلاب صدر اسلام روشن میشود که تنها طغیان علیه نظم مذهبی مصطلح حاکم یعنی نحوه انجام نیایشها نبود، بلکه در عین اینکه خود واقعیت مذهبی بود طغیانی بود علیه همه نظمهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی حاکم بر جامعه آن روز: قل ... تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم ...
در اختلاف شکل انقلابها و نهضتها سخنی نیست، سخن در ماهیت اینهاست که آیا همه اینها از نظر ذات و ماهیت یک ذات و ماهیت دارند در مظهر شکلها و صورتهای مختلف یا ذاتاً و ماهیتاً مختلفند؟ در اینکه از نظر روان شناسی اجتماعی ریشه انقلابها نارضایی و خشم و آرمان است بحثی نیست. گروهی یا اکثریت از نظم حاکم ناراضی میگردند و بر آن خشم میگیرند و میشورند و آن را بر هم میزنند، و بعضاً- نه کلًا- آرمانی هم دارند نه اینکه صرفاً نارضایی و خشم و نبودن وضع موجود است، بلکه یک وضع آرمانی را نیز در نظر میگیرند.
می دانیم که برخی همه انقلابها را از یک اصل و یک ریشه ناشی میدانند و آن دوقطبی شدن جامعه است به مرفه و محروم، برخوردار و بینصیب، استثمارگر و استثمار شده، که آن نیز ریشهای در کار مجسم یعنی ابزار تولید از یک طرف و روابط تولیدی و توزیعی از طرف دیگر دارد، و این خود مسئلهای است مربوط به فلسفه تاریخ که نمیخواهم [وارد آن بشوم.] طبق این نظریهها ریشه نارضاییها [١] و خشمها محرومیتهاست، پس خاستگاه انقلابها از نظر روانی و طبقاتی طبقه محرومیناند.
روی این حساب، عامل اصلی حرکتهای انقلابی همیشه
[١] در مسجد فرشته گفتیم که انقلاب علاوه بر نارضایی دارای عنصر انسانی است وآن عنصر تهاجم و تصرع است نه تسلیم و تمکین. بسا نارضاییها که مقرون به تسلیم و تمکین است.