یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٧ - قرآن و بینش دیالکتیکی تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٢٦
است.
ب. تناقض و ناسازگاری شرط اساسی فکر و موجودات است و هم پایه اساسی حرکت و فعالیت است.
ج. حرکت تحولی اشیاء بر اساس عبور از ضدی به ضد دیگر و سپس سازش و ترکیب و وحدت دو ضد در مرحله عالیتر است، یعنی حرکت و تغییر بر طبق قانون مثلث تز و آنتی تز و سنتز صورت میگیرد.
به عبارت دیگر هر ضدی در دامن ضد خود پرورش مییابد و آن را نفی میکند و در مرحله بالاتر خود نیز ضد خود را در دامن خود میپرورد و حالت سوم ضمناً جمع میان دو حالت قبلی است.
به عبارت دیگر، قبلًا تکامل را اینچنین توجیه میکردند که هر موجودِ بالقوه گرایش به کمال و فعلیت خود دارد. هر چیز خود با خود سازگار است و اشیاء خارجی احیاناً با او و او با اشیاء خارجی ناسازگار است. طرفداران «تریاد» مدعی شدند که هر موجود گرایش به انهدام خود دارد و مرگ خود را در درون خود میپرورد که ضد اوست، ولی آن ضد هم به نوبه نفی خود را در بر دارد، از نفی نفی کمال حاصل میشود.
همچنان که در پاورقیهای جلد چهارم اصول فلسفه گفتهایم مارکس بر دیالکتیک هگل چیزی نیفزوده است، بلکه صرفاً مبنای ماتریالیستی به آن داده است. علیهذا اصول سه گانه گذشته که برای دیالکتیک هگل ذکر کردیم، در دیالکتیک مارکس نیز عیناً همانهاست. ولی استالین و همچنین ژرژ پولیتسر اصول دیالکتیک را چهار اصل میدانند:
الف. اصل تأثیر متقابل اجزاء طبیعت و یا اصل پیوستگی و مشروط بودن اجزاء طبیعت به یکدیگر [١]
[١] در حاشیه صفحه ٥٤ جزوه پلی کپی اصول فلسفه جلد ٤ گفتهایم که انگلس به این اصل اشاره کرده است.