یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - یادداشت اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٤٩
٢١. خلاصه مطلب اینکه راه میان جمود و جهالت [١] چیزی است که همه با نام آن آشنا هستیم، هرچند شاید خود مدعیانش به حقیقت آن آشنا نباشند و آن اجتهاد است. اجتهاد همان است که اقبال آن را نیروی حرکت دهنده اسلام به شمار آورده است. اجتهاد و مجتهد وظایفی دارد که از مهمترین آنها- لااقل از لحاظ ارتباط با مانحن فیه- دو چیز است: تشخیص اهمّ و مهم، تشخیص احکام اولیه و زیربنا از احکام ثانویه و روبناها. به عبارت دیگر دو نوع احکام ثانویه داریم: یکی احکام ثانویه معروف اصولیین که از تزاحم اهمّ و مهم و یا از انطباق لااقتضاء و ذی اقتضاء پیدا میشود، و دیگر احکام ثانویهای که در واقع استخراج شده و استنباط شده از احکام اولیه می باشند.
روبنا متغیر و متحرک است و زیربنا ثابت
آنچه متغیر است روبنا و احکام ثانویه است و اما احکام اولیه و زیربنا ثابت است (این غیر از اصطلاح مارکسیستهاست که روبنا را به تبع زیربنا متحرک میدانند).
اهمّ و مهم
مسئله تشخیص اهمّ و مهم
مثالهای اهمّ و مهم
مثل تزاحم نماز و دَین یا تصرف در مال غیر بدون رضای او و نجات غریق یا لمس نامحرم و نجات او یا تشریح بدن اموات مسلمین و کشف علت بیماری یا تیراندازی به قرآن و تحمل شکست از دشمن (مثل واقعه صفین) یا تیراندازی به افراد مسلمان در صورت تترّس کفار به آنها که در کتاب جهاد مطرح است و امثال اینها.
مسئله خضاب ریش
و اما قسمت دوم یعنی تشخیص احکام ثانویه و روبنا از احکام اولیه، مثل داستان خضاب نکردن امیر علیه السلام با آنکه پیغمبر اکرم فرموده بود: غیروا الشیب، برای اینکه روح حکم این بود [که] موجبات تقویت روحیه دشمن را به هرحال باید از بین برد.
مثال احکام اصلی و احکام استنتاجی و فرعی
همچنین اعدوا لهم ما استطعتم من قوة با اسبدوانی و تیر و کمان و همچنین تحت ولاء اجانب قرار گرفتن با اینکه از لباس یا ساختمان یا شعار مخصوص آنها پیروی کردن و همچنین اکل مال به باطل نکردن با خرید و فروش خون یا مدفوع انسان و همچنین حفظ شعایر دینی با
[١] و آن راه وسط است که: و کذلک جعلناکم امة وسطاً ...، و ان لنا فی کل خلف عدولًا لا ینفون ...