یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٢ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٩١
بسیار عمیق و علمی است و در عین حال مترقی وانسانی: لتعارفوا. (بازشناسی ملتها یکدیگر را) تنها در این محدوده خلاصه نمیشود که در رابطه ملتها میخواهد تعارف را جانشین تضاد، تنازع، تفاخر و تفوق سازد، بلکه اساساً یک حقیقت بزرگ علمی را مطرح میکند که تعارف (یکدیگر را بازشناختن) نتیجه غایی و منطقی اختلاف وجودی ملتهاست ...
زبان شناسان میگویند تا وقتی که یک زبان خارجی را یاد نگرفتهای هرگز نمیتوانی زبان خود را بشناسی. جامعه شناسان معتقدند که مفهوم «من» اولین بار که در یک فرد آدمی پدید آمد هنگامی بود که به مفهوم «دیگری» پی برد، و یک شخصیت نمیتواند پا بگیرد مگر در رابطه با شخصیتهای دیگر. این حقیقت که یک رابطه متقابل دیالکتیکی را حکایت میکند بویژه درباره ملیت بیشتر صادق است، زیرا ملیت اساساً در برابر ملیتهای دیگر شخصیت خود را متبلور میسازد و جان میگیرد ... در تاریخ ما دوران جوشش و جنبش روح ملی که ایرانی با شورانگیزی بسیار ... (ص ٣٩): ملتها تنها در منازعه با هم جان نمیگیرند، بلکه در مراوده با هم نیز به خود پی میبرند. اساساً «شناخت یکدیگر» است که به شناخت خود منجر میشود. سابعاً و در پایان: ان اکرمکم عند اللَّه اتقیکم ... تا نشان دهد که اعتراف به وجود طبیعی ملتهای گوناگون، عامل «تعارف» است نه «تفاخر» و بدین گونه است که میکوشد تا از افتادن ملیت به ورطه غیر انسانی قومیت پرستیهای جاهلی و راسیسم و فاشیسم جدید که بیماری انسانی و آفت بزرگ ملیت است مانع گردد و از طرفی فضیلت انسانی را با اصالت ملی هماهنگ سازد ...
کنگره اسلام شناسان در سال ١٩٥٤ تحت عنوان «وحدت و تنوع در تمدن اسلامی» به ریاست پروفسور گرانبام، نشان داد که اسلام- به عنوان یک ایمان واحد- چگونه در عین حال که