یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٩٠
که فرهنگ اسلامی را بدون ایران دیدن.
ص ٣٧:
اشتباه بزرگی که در بسیاری اذهان وجود دارد این است که مسئله مخالفت اسلام را با تبعیضات نژادی و برتری جوییهای قومی به معنی مخالفت اسلام با وجود ملیتهای گوناگون در جامعه بشری تلقی میکنند ... اعلام اصل تسویه در رابطه با ملتها نه تنها به معنی نفی ملیتها نیست، بلکه درست برعکس، به این معنی است که اسلام به اصل وجود ملیتها به عنوان واقعیتهای مسلّم و انکارناپذیر طبیعی معترف است، وگرنه برای یک ایدئولوژی که اساساً برای ملیتها وجود و شخصیت مستقل قائل نیست بحث از رابطه میان آنها که بر اساس برابری باشد یا برتری، قابل طرح نیست. یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی ... این آیه چند مسئله بسیار اساسی و علمی را طرح کرده است: اولًا در تقسیم بندی بشریت، ابتدا تقسیم آنها را از نظر جنسیت مطرح میکند که نخستین تقسیم بندی جامعه بشری و نیز در تاریخ، اولین پایه تشخص طبقاتی در جامعههای اولیه است. ثانیاً بیدرنگ پس از جنسیت، نخستین گروه بندی بشری را از نظر شعوب و قبایل یا ملیت مطرح میکند. ثالثاً گروه بندی طبقاتی را بر اساس تضاد پایگاه اقتصادی مردم در یک جامعه اساساً نام نمیبرد تا هر گونه بینش طبقاتی را انکار کند و آن را غیر طبیعی و به زبان اسلام «غیر الهی» تلقی نماید. رابعاً وضع ملیتها را همچون خلق جنسیتها به خود (خدا) نسبت میدهد، یعنی که وجود ملتهای مشخص یک واقعیت طبیعی در خلقت است ... سادساً- مهمتر از همه- فلسفه وجودی این اختلاف طبیعی و الهی در میان ملیتها و علت غایی این گروه بندی در جامعه بشری است که