یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٣ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٩٢
وحدت خویش را حفظ کرد، در ظرف ملیتهای مختلف تنوع یافت و بدین گونه وحدت مذهب و تنوع ملیتها را جمع کرد.
پاسخ این نظریه را ما بعد از نقل تمام نظریه المیزان میدهیم.
المیزان صفحه ١٣٥، ذیل عنوان «الاسلام اجتماعی بجمیع شؤونه» میگوید:
و اهم ما یجب ههنا هو عطف عنان البحث الی جهة اخری و هی اجتماعیة الاسلام فی معارفه الأساسیة بعد الوقوف علی أنه یراعی الاجتماع فی جمیع ما یدعو الناس الیه من قوانین الاعمال (العبادیة و المعاملیة و السیاسیة) و من الاخلاق الکریمة و من المعارف الاصلیة.
نری الاسلام یدعو الناس الی دین الفطرة بدعوی أنه الحق الصریح [١] الذی لا مریة فیه و الآیات القرآنیة الناطقة بذلک کثیرة ... و هذا اول التألف و التأنس مع مختلف الافهام، فان الافهام علی اختلافها و تعلقها بقیود الاخلاق و الغرائز لاتختلف فی ان الحق یجب اتباعه [٢] و [٣].
ثم نراه یعذر من لم تقم علیه البینة ... قال تعالی: لیهلک من هلک عن بینة ... (انفال/ ٤٢) و قال تعالی: الّا المستضعفین من
[١] مقصود این است که مکتب اسلام مکتبی رئالیست و واقع گراست نه ایده آلیست وایده گرا، برای ذهن و ایده و اراده و خواست انسانها طریقیت قائل است نه موضوعیت، و فطرت انسان فطرت واقع گرایی است، و از اینجا معلوم میشود که فرهنگها از آن جهت که فرهنگ هستند اصالت ندارند؛ چنین نیست که هر فرهنگی به دلیل فرهنگ بودن حرمت و اصالت داشته باشد، بلکه فرهنگ واقع گرا اصالت دارد و چون واقعیت یگانه است، فرهنگ واقعی یگانه است و باقی شبه فرهنگ است. پس هر ملتی نمیتواند فرهنگی مستقل و اصیل داشته باشد. پس همانطور که علم یگانه است، فرهنگ هم یگانه است، فلسفه و مذهب و حتی هنر هم یگانه است.[٢] یعنی این یک حکم فطری عام است.[٣] البته اینجا شبهه نسبیت حق هست که باید طرح و بحث شود.