یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٨ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٨٧
ص ١٦:
فرهنگ [١] خود تکنولوژی، فلسفه، علم، ادبیات و هنر و مذهب و اخلاق ... نیست، اینها عناصر سازنده تمدناند. اما مجموعه این عناصر در توالی تاریخ مشترک یک گروه انسانی به گونهای «شکل» میگیرند و «ترکیبی» مییابند که ماهیت وجودی این گروه را در برابر دیگر گروههای انسانی تشخص میبخشد و از این ترکیب «روحی» آفریده میشود که افراد یک جمع را به صورت اعضای یک پیکر به یکدیگر ارتباط ارگانیک و حیاتی میدهد و همین «روح» است که به این پیکر نه تنها وجودی مستقل و مشخص، بلکه نوعی «زندگی» میبخشد که در طول تاریخ و در قبال دیگر پیکرهای فرهنگی و معنوی بدان شناخته میشود [٢]، چه این «روح» در رفتار جمعی، روال اندیشه، عادات جمعی، عکس العملها و تأثرات انسانی در برابر طبیعت و حیات و رویدادها، احساسات و تمایلات و آرمانها و عقاید و حتی در کلیه آفرینشهای علمی و فنی و هنری وی و بهطور کلی در تمام جلوههای مادی و روحی زندگی انسانی او محسوس و ممتاز است.
با این تعریف و در چنین تلقیای از ملیت و فرهنگ، نه تنها همه ابهامها و تضادهایی که میان ملیت، فرهنگ، تمدن،
[١] رجوع شود به صفحات قبل درباره فرق تمدن و فرهنگ.[٢] در فرق تمدن و فرهنگ نظریاتی ارائه شده است:
الف. تمدن آفریدههای مادی جامعه بشری است از قبیل ساختمانها، پلها، ماشینها و غیره، و فرهنگ آفریدههای معنوی است از علوم، فلسفهها، هنرها، مذاهب و غیره.
ب. تمدن جنبههای عام آفریدههای بشری است که اختصاص به یک قوم ندارد مثل ماشین، و فرهنگ جنبههای خاص است مثل زبان، مذهب.
ج. تمدن به منزله ماده و فرهنگ به منزله صورت است. تمدن به منزله بدن و فرهنگ به منزله روح خاص است، تمدن معلول تاریخ عام و فرهنگ معلول تاریخ خاص هر قوم است. نظریه متن منطبق بر نظریه سوم است.