آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٢٧ - حلّيت عصير زبيبى و تمرى
جهت اوّل: بحث سندى روايت
مرحوم مجلسى رحمه الله قبل از حاجى نورى رحمه الله، در كتاب بحارالانوار مىفرمايد: من اين روايت را از يك نسخهى قديمى گرفتم كه به خط منصور بن حسن آبى و تاريخ كتابتش سيصد و هفتاد و چهار هجرى قمرى است.
مرحوم شيخ طوسى دربارهى زيد نرسى، راوى اين روايت مىفرمايد: «له أصل» [١] و نجاشى رحمه الله مىنويسد: «له كتاب»؛ [٢] ولى متعرّض وثاقت، ضعف، مدح و ذمّش نشدهاند. و غير اين دو رجالى نيز كسى به توثيق و تضعيفش نپرداخته است.
از مرحوم صدوق رحمه الله و استادش ابن وليد [٣] نقل شده است: كتابى كه به زيد نرسى منسوب است، كتابى مجعول و ضعيف است كه فردى به نام محمّد بن موسى همدانى آن را جعل كرده است.
با توجّه به اين نكات بايد دور اين كتاب را خط كشيد و كنار گذاشت. در مقابل، سيّد بحرالعلوم رحمه الله صاحب كتاب فوائد الرجالية [٤] در صدد اثبات و ثاقت زيد نرسى بر آمده، و ادلّهاى بر ادّعاى خود اقامه مىكند.
ادلّهى وثاقت زيد نرسى
١- شيخ طوسى رحمه الله مىفرمايد: «له أصل». در اصطلاح محدّثين، «اصل» به هر كتابى گفته نمىشود؛ بلكه يك معناى خاصى دارد. به كتابى كه ويژگىهاى زير را داشته باشد اصل گويند:
اوّلًا: رواياتش بدون واسطه از امام عليه السلام باشد.
ثانياً: كتابش مورد اعتماد باشد. «الأصل هوالكتاب المعتمد الّذي لم يتنزع من الكتاب آخر».
مرحوم بحرالعلوم به ذكر شواهد پرداخته مىگويد:
[١]. الفهرست، ص ١٣٠، رقم ٣٠٠.
[٢]. رجال النجاشى، ص ١٧٤، رقم ٤٦٠.
[٣]. ر. ك: الفهرست، ص ١٣٠، رقم ٣٠٠.
[٤]. فوائد الرجالية، ج ٢، ص ٣٦٢- ٣٧٠.