آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٧٩ - بررسى اقوال مسأله
ممكن است مجرمى را ده تازيانه بزنند، و او تازه متوجّه تازيانه گردد؛ و مجرمى با پنج تازيانه جانش به خطر بيفتد. دلالت روايت بر اين كه بايد جُرم و مُجرم را در نظر گرفت، تمام است.
دلالت روايت مبتلا به يك نقطه ضعف است؛ زيرا، وقتى امام عليه السلام فرمود: «دون الحدّ»، حمّاد پرسيد: «دون ثمانين؟» چه خصوصيّتى براى هشتاد هست؟ شايد حمّاد خيال مىكرده اقلّ حدود هشتاد تازيانه است، همان طور كه شيخ طوسى رحمه الله نيز چنين خيالى كرده بود. اگر در ذهن او اقلّ حدود احرار بود، مىگفت: هفتادوپنج تازيانه.
اگر گفته شود: حمّاد اشتباه كرده است. مىگوييم: بين شيخ طوسى رحمه الله و حمّاد فرق است. حمّاد در محضر امام عليه السلام مىگويد: هشتاد تازيانه. اگر اشتباه بود، امام عليه السلام او را متوجّه مىكردند كه مرادت حدّ احرار است و اقّل آن هفتادوپنج تازيانه است. اگر شيخ طوسى رحمه الله اشتباه كند، به جايى برخورد ندارد و ضربهاى نمىزند؛ امّا از اين كه امام عليه السلام پس از بيان حمّاد صحبتى دربارهى اقّل حدود نكرده است، استفاده مىشود اقّل حدود در احرار هشتاد تازيانه است.
با قطع نظر از اين اشكال، دلالت روايت بر قول دوّم تمام است.
قول چهارم: در باب تعزيرى كه مقدّر ندارد، بايد عمل موجب تعزير را با عمل مناسب با آن كه داراى حدّ است، بسنجيم؛ لذا، اگر با باب زنا مناسبت دارد، تعزيرش كمتر از صد تازيانه؛ و اگر مناسب باب قذف است كمتر از هشتاد تازيانه مىخورد؛ و اگر مناسبى ندارد، به كمتر از چهل تازيانه اكتفا مىشود. دليل بر اين مطلب روايتى است كه در گذشته به آن اشاره كرديم و با اين قول تناسب داشت.
وعن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد وعن عليّ، عن أبيه وعن عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زياد جميعاً، عن ابن محبوب، عن عبدالعزير العبدي، عن عبيد بن زرارة، قال: سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول: لو أتيت برجل قذف عبداً مسلماً بالزنا لا نعلم منه إلّاخيراً لضربته الحدّ حدّ الحرّ إلّاسوطاً. [١]
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٣٤، باب ٤ از ابواب حدّ قذف، ح ٢.